احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٠٢ - در شفاعت مصطفى
[جلب خشنودى حق هم از حق است]
٦٧٠-
|
«پادشاهى بر نديمى خشم كرد |
خواست تا از وى بر آرد دود و گرد |
|
مأخذ آن حكايت ذيل است:
خداوندى بر بنده خود خشم گرفت. شفيعان فرا كرد تا او را عفو كرد. و بنده همچنان مىگريست. شفيع گفت اكنون اين گريستن بر چيست؟ او تو را عفو كرد. خداوند گفت او رضاى من مىجويد و او را اندر آن راه نيست. بدان همىگريد. تذكرة الاولياء، ج ٢، ص ١٩٢- ١٩١- نيز رجوع كنيد به: رساله قشيريه، ص ٩٠ كه اين حكايت را مؤلف از قول ابو على دقاق روايت مىكند.
[ص ١٤٩ قصص مثنوى]
[در شفاعت مصطفى ٦ افضل بود]
٦٧١-
|
«جز عماد الملك نامى از خواص |
در شفاعت مصطفىوارانه خاص |
|
اشاره است بدين خبر و نظائر آن كه در باره شفاعت پيغمبر ما- ص- و تفسير مقام محمود نقل كردهاند:
ثُمَّ يَقُومُ نَبيُّكُم عَلَيه الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ رَابعاً فَلَا يَشفَعُ احَدٌ بَعْدَهُ فيَما يَشْفَعُ فيه وَ هُوَ الْمَقَامُ الْمَحمُودُ الَّذي ذَكَرَ اللَّه[١].
تفسير طبرى، چاپ مصر، ج ١٥، ص ٩١
[١] -( در تفسير مقام محمود چنين آمده است كه:) سپس، نفر چهارمى كه بر مىخيزد پيامبر شماست.- درود و سلام خدا بر او باد- و هيچ كس را ياراى آن نيست كه در آنچه آن حضرت شفاعت كرده است شفاعت كند. اين همان مقام محمودى است كه خداوند در قرآن متذكر آن شده است.