احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٩٢ - در«تحيات» است مدح انبيا
[حق شناسد اولياى خاص خود]
٤٤٧-
|
«وان كه نشناسم تو اى يزدان جان |
بر من محجوبشان كُن مهربان |
|
ناظر است به مضمون حديث:
اوْليَائى تَحْتَ قبَابي لَا يَعْرفُهُمْ غَيْري.
كه مستند آن در ذيل شماره (٢٩١) گذشت. [١] [ص ٥٢ احاديث مثنوى]
[كى توانم ربّ خود را من ستود]
٤٤٨-
|
«چون كه پايانى ندارد رو الَيك |
زان كه لا احصى ثَنَاءً مَا عَلَيك |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (١٧) ذكر كرديم. [٢] [ص ٩٣ شرح مثنوى]
[در «تحيّات» است مدح انبيا]
٤٤٩-
|
«در تحيّات و سلام الصّالحين |
مدح جمله انبيا آمد عجين |
|
اشاره به روايتى است كه در باره تشهد نقل مىكنند وَ هىَ هَذه:
التَحيَّاتُ للَّه وَ الصَّلَوَاتُ وَ الطَّيبَاتُ السَّلَامُ عَلَيكَ ايُّهَا النَّبىُّ وَ رَحمَةُ اللَّه وَ بَرَكَاتُهُ السَّلَامُ عَلَينَا وَ عَلى عبَاد اللَّه الصَّالحينَ فَانَّكُم اذَا قُلتُمُوهَا اصَابَت كُلَّ عَبدٍ للَّه صَالحٍ في السَّمَاء وَ الارض[١].
بخارى، ج ١، ص ٩٩، مسند احمد، ج ١، ص ٢٩٢، ٣٧٦، ٣٨٢، ٤٠٨، ٤١٣، ٤١٤، ٤٢٢ با تفاوت اندك. [ص ٨٥، احاديث مثنوى]
______________________________ [١] مستفاد است از مضمون حديث قدسى:
اوْليَائى تَحْتَ قبَابي لَا يَعْرفُهُمْ غَيْري (١).
احياء العلوم، ج ٤، ص ٢٥٦، كشف المحجوب هجويرى طبع لنينگراد، ص ٧ [ص ٥٢ احاديث مثنوى] (١) حديث قدسى: دوستان من زير سقف و گنبدهاى خاص من به سر مىبرند و كسى جز من از آنان خبر ندارد.
[٢] مأخوذ است از حديث ذيل:
عَنْ عَلىّ (عَلَيْه السَّلَامْ) انَّ النَّبيَّ ٦ كَانَ يَقُولُ فى آخر وَتْره اللَّهُمَّ انِّى اعُوذُ برضَاكَ منْ سَخَطك وَ اعُوذُ بمُعَافَاتكَ منْ عُقُوبَتكَ وَ اعُوذُ بكَ منْكَ لا احْصى ثَنَاءً عَلَيْكَ انْتَ كَمَا اثْنَيْتَ عَلَى نَفْسكَ (١).
مسند احمد بن حنبل، طبع مصر ١٣١٣، ج ١، ص ٩٦، ١١٨، ١٥٠ و صحيح مسلم طبع مصر، ج ٢، ص ٥١ و احياء العلوم، ج ١، ص ٢٠٩ و ج ٤، ص ٦٣ و جامع صغير، ج ١، ص ٥٩ [ص ٢ احاديث مثنوى] ... و از ابو القاسم جنيد (متوفى ٢٩٧) نقل كردهاند: «مَنْ عَرَفَ اللَّهَ كَلَّ لسَانُهُ» (٢).
كشف المحجوب، چاپ لنينگراد ص ٣ و ٤٦٤ و ابو بكر واسطى (متوفى حدود ٣٢٠) گفته است: «مَنْ عَرَفَ اللَّهَ تَعَالَى انْقَطَعَ بَلْ خَرَسَ وَ انْقَمَعَ» (٣). رساله قشيريه چاپ مصر، ص ١٤١ [ص ٩٣ شرح مثنوى] (١) از قول على (ع) آوردهاند كه فرمود: پيامبر ٦ در آخر نماز وَتْرش چنين مىخواند: خدايا از خشمت به خشنوديت، از كيفرت به عفوت و از خودت به خودت پناه مىبرم. بر شمردن ثناى تو كار من نيست. تو آنچنانى كه خود را ستودهاى.
(٢) كسى كه خدا را شناخت زبانش (از بيان آن) عاجز مىشود.
(٣) كسى كه خداى متعال را شناخت زبانش (از بيان آن) منقطع، گنگ و هراسان مىشود.
[١] - تحيّتها درودها و پاكيها مخصوص خداوند است. اى پيامبر درود و رحمت و بركات خداوند بر تو باد. درود بر ما و بندگان صالح خداوند باد.( وقتى شما چنين درودهايى فرستاديد همه بندگان صالح خداوند را در آسمان و زمين در بر خواهد گرفت.)