احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٧١ - «هر كه خود بشناخت يزدان را شناخت»
مناسب است با مفاد خبرى است كه در ذيل شماره (٦١٢) مذكور شد.
[ص ١٦٦ احاديث مثنوى]
[ «هر كه رنجى ديد گنجى شد پديد»]
٨٠٨-
|
«هر كه رنجى ديد گنجى شد پديد |
هر كه جدّى كرد در جَدَّى رسيد |
|
بر حديث مذكور در ذيل شماره (١١٢) مبتنى است.
[ص ١٦٦ احاديث مثنوى]
[چون در حق را زنى يابى مراد]
٨٠٩-
|
«گفت پيغمبر ركوع است و سجود |
بر در حق كوفتن حلقه وجود |
|
|
حلقه آن در هر آن كاو مىزند |
بهر او دولت سَرى بيرون كند |
|
مقصود روايتى است كه در ذيل شماره (٥٥١) آوردهايم.
[ص ١٦٦ احاديث مثنوى]
[اهل ايمان جمله نفس واحدند]
٨١٠-
|
«گر چه نفس واحديم از روى جان |
ظاهراً دورم از اين سود و زيان |
|
مستفاد است از حديثى كه در ذيل شماره (٢٦٠) ذكر نموديم.
[ص ١٦٦ احاديث مثنوى]
[ «هر كه خود بشناخت يزدان را شناخت»]
٨١١-
|
«بهر آن پيغمبر اين را شرح ساخت |
هر كه خود بشناخت يزدان را شناخت |
|
مراد روايت ذيل است:
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ[١].
كه در شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٥٤٧ منسوب است به امير مؤمنان على- ٧- و با تعبير: اذَا عَرَفَ نَفْسَهُ- جزء احاديث نبوى آمده است (كنوز الحقائق، ص ٩) و مؤلف
[١] - كسى كه خودش را شناخت خدايش را شناخته است.