احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٠١ - مرد ايمان اهل انس و الفت است
[اين چنين نعمت نديده هيچ چشم]
٨٦٦-
|
«باشد آنگه ازدواجات دگر |
لَا سَمع اذنٌ وَ لَا عَينٌ بَصَر |
|
از حديث مذكور در ذيل شماره (٤٩٠) مقتبس است.
[ص ١٧٩ احاديث مثنوى]
[مرد ايمان اهل انس و الفت است]
٨٦٧-
|
«لَيسَ يَألَف لَيسَ يُؤلَف جسمُه |
لَيسَ الَّا شُحُّ نَفسٍ قسمُهُ |
|
مستفاد است از حديثى كه به صور ذيل روايت شده است:
المُؤمنُ يَألفُ وَ يُؤلَفُ وَ لَا خَيرَ فيَمنَ لَا يَألفُ وَ لَا يُؤلَفُ وَ خَيرُ النَّاس أَنفَعُهُم للنَّاس[١].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٨٣
المُؤمنُ يَألفُ وَ لَا خَيرَ فيمَن لَا يَألفُ وَ لَا يُؤلَفُ[٢].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٨٣، كنوز الحقائق، ص ١٣٦ مسند احمد، ج ٢، ص ٤٠٠ با مختصر تفاوت.
انَّ للمُنَافقينَ عَلَامَاتٍ يُعرَفُونَ بهَا تَحيَّتُهُم لَعنَةٌ وَ طَعَامُهُم نَهبَةٌ وَ غَنيمَتُهُم غُلُولٌ وَ لَا يَقرَبُونَ المَسَاجدَ الَّا هَجراً وَ لَا يَأتُون الصَّلَاةَ الَّا دَبراً مُستَكبرينَ لَا يَألفُونَ وَ لَا يُؤلفُونَ خُشُبٌ باللَّيل صُخُبٌ (سُخُبٌ) بالنَّهَار[٣].
مسند احمد، ج ٢، ص ٢٩٣، شرح نهج البلاغة، ج ٤، ص ٥٦٣، تفسير ابو الفتوح، ج ١، ص ٥٥ [ص ١٧٩ احاديث مثنوى]
[١] - مؤمن( به راحتى با ديگران) گرم مىگيرد و ديگران هم با او گرم مىگيرند.
كسى كه چنين صفتى نداشته باشد( و تك روى كند) خيرى در او نيست. بهترين مردم كسى است كه وجودش براى ديگران سود بخش باشد.
[٢] - مؤمن( با ديگران) الفت مىگيرد. كسى كه نه با ديگران الفت بگيرد و نه اجازه دهد با او الفت گيرند انسانى بىخير و بركت است.
[٣] - منافقان را علامتهايى است كه با آنها شناخته مىشوند به اين شرح:
درودشان به قصد نفرين، خوردنشان به قصد غارت، و غنيمت گرفتنشان به قصد خيانت است. اگر به مساجد نزديك مىشوند براى جدا شدن از آن است. و اگر به نماز روى مىآورند براى پشت كردن به نماز است. اينها مستكبرانى هستند كه( با مردم) مأنوس نمىشوند. و نمىخواهند كه( مردم هم) با آنان مأنوس گردند.
شبها چون تختههاى چوب، خشك و خشن، و روزها پر از هياهو هستند.