احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٦٦ - حمد مخصوص خداوند است و بس
لَا تُقَبِّحُوا الوَجهَ فَانَّهَ خُلقَ عَلَى صُوَرة الرَّحمَن[١].
كنوز الحقائق، ص ١٥٤ [ص ١١٥ احاديث مثنوى]
[حمد مخصوص خداوند است و بس]
٥٩٦-
|
«چون كه آن خلّاق، شكر و حمد جوست |
آدمى را مدح جويى نيز خوست |
|
|
اين پيمبر گفت چون بشنيد قدح |
كه چرا فربه شود احمد به مدح |
|
اشاره است به روايت ذيل:
لَا أَحَدَ أَغيَرُ منَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لذلكَ حَرَّمَ الفَوَاحشَ مَا ظَهَرَ منهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لَا أَحَدَ أَحبُّ إلَيه المَدحُ منَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لذَلكَ مَدَحَ نَفسَهُ.[٢]
مسند احمد، ج ١، ص ٤٣٦ و نيز ص ٣٨١، ٤٢٦
عَن الاسوَد بن سَريعٍ قَالَ قُلتُ يَا رَسُولَ اللَّه ا لَا انشدُكَ مَحَامدَ حَمَدتُ بهَا رَبِّى تَبَارَكَ وَ تَعَالى قَالَ امَّا انَّ رَبَّكَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحبُّ الحَمدَ[٣].
مسند احمد، ج ٣، ص ٤٣٥
لَيسَ احَدٌ احَبَّ الَيه المَدحُ منَ اللَّه وَ لَا احَدٌ اكثَرُ مَعَاذيرَ منَ اللَّه[٤].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٣٤ [ص ١١٥ احاديث مثنوى]
[١] - چهره را زشت نسازيد. زيرا به مانند چهره خداوند رحمان آفريده شده است.
[ به نظر مىرسد مرجع ضمير« ه» در« صورته» صاحب صورت باشد نه خدا، با قبول اين نظر ارتباط معنايى روايت با بيت ضعيف مىشود و منظور اين است كه خدا چهره شخص آسيب ديده را مانند چهره حضرت آدم( ع) آفريده است.]
[٢] - هيچ كس از خداى- عز و جل- غيرتمندتر نيست به همين جهت ارتكاب گناهان را- چه آشكارا باشد و چه پنهانى- حرام كرده است. و هيچ كس مانند خداوند ستايش را دوست ندارد و به همين جهت است كه خود را ستوده است.
[٣] - از اسود بن سريع، چنين نقل شده كه گفت به رسول خدا٦ عرض كردم آيا بر تو نخوانم ستايشهايى كه پروردگارم- تبارك و تعالى- را به آن ستودهام؟
فرمود( خير، ستايش مخصوص خداوند است) مگر نمىدانى پروردگارت دوست دارد ستوده شود.
[٤] - هيچ كس از خدا مشتاقتر به اين نسبت كه ستايش شود و نيز از خدا كسى عذر پذيرتر نيست.