احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٠٥ - خواب انسان جلوهاى از مرگ اوست
[اهل دوزخ كاه اين خرمن بُوَد]
٦٧٦-
|
«گفت موسى اى خداوند حساب |
نقش كردى باز چون كردى خراب |
|
مأخذ آن روايت ذيل است:
قَالَ مُوسَى عَلَيه السَّلَامُ يَا رَبِّ خَلَقتَ خَلقاً وَ هُم عبَادُكَ ثُمَّ تُحرقُهُم بالنَّار قَالَ يَا مُوسَى اذهَب فَازرَع زَرعاً قَالَ قَد فَعَلْتُ قَالَ فَاحصدهُ قَالَ قَد فَعَلتُ قَالَ فَاجْعَلْهُ فَى كدوُسَة قَالَ قَد فَعَلتُ قَالَ فَلَا تَدَع منهُ شَيئاً الَّا رَفَعتَهُ قَالَ قَد فَعَلتُ قَالَ فَلَعَلَّكَ قَد تَرَكتُ منهُ شَيئاً قَالَ لَا الَّا مَا لَا بَالَ لَهُ قَالَ فَمثلُ اولَئكَ ادخلُ من عبَادىَ النَّارَ[١].
حلية الاولياء، ج ٤ ص ٣٦٠ و نيز ص ٢٨٦ و ج ٥، ص ٩٤ [ص ١٥٠ قصص مثنوى]
[گفت حق من گنج پنهان بودهام]
٦٧٧-
|
«بهر اظهار است اين خلق جهان |
تا نماند گنج حكمتها نهان |
|
|
كُنتُ كَنزاً گفت مخفيّاً شنو |
جوهر خود گُم مكن، اظهار شو |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (٢٠٥) آورديم.
[ص ١٣٤ احاديث مثنوى]
[خواب انسان جلوهاى از مرگ اوست]
٦٧٨-
|
«نوم ما چون شد اخ الموت اى فلان |
ز اين برادر آن برادر را بدان |
|
اشارت است به حديثى كه در ذيل شماره (٣٨) مذكور گرديد.
[ص ١٣٥ احاديث مثنوى]
[١] - موسى( ع) عرض كرد خدايا، خلقى را مىآفرينى. آن گاه با اين كه بندگان تو هستند در آتش جهنمشان مىسوزانى؟ وحى آمد اى موسى به كشت( گندم) پرداز. موسى اطاعت كرد. خطاب آمد حال آن را درو كن. درو كرد. فرمود گندمها را در انبان قرار ده. موسى همين كار را كرد. فرمود مبادا چيزى از آن را جدا كنى! اطاعت كرد. فرمود ولى چرا مقدارى از محصول را كنار زدى؟ عرض كرد جزئى است و به درد نخور. فرمود بندگانى هم كه در آتش جهنم عذاب مىشوند از اين گونهاند!