احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٤٣ - همدمى با غير خود باشد عذاب
ص ١٥٦ به نقل از احياء العلوم و با تعبير:
لَا تُجَالسوا المَوْتَى[١]
شرح تعرف، ج ١، ص ٦٣ [ص ١٥٦ احاديث مثنوى]
[چون غنى محتاج شد رحمش كنيد]
٧٥٩-
|
«گفت پيغمبر كه رحم آريد بر |
جان مَن كَانَ غَنيّا فَافْتَقَر |
|
مقصود روايت ذيل است:
إرْحَمُوا ثَلَاثَةً غَنىَّ قَوْمٍ افْتَقَرَ وَ عَزيزَ قَومٍ ذَلَّ وَ فَقيهاً يَتَلاعَبُ به الْجُهَّالُ[٢].
اتحاف السادة المتقين، ج ٢، ص ٣٣٥ با بحث در وجوه و طرق روايت اين حديث، اللآلى المصنوعة، ج ١٠، ص ٢١١ و با تفاوت مختصر احياء العلوم، ج ٤، ص ٢١ و منسوب به فضيل بن عياض، ج ١، ص ٤٥.
ثَلَاثَةٌ يُرْحَمُونَ عَاقلُ يُجْرَى عَلَيْه حُكْمُ جَاهلٍ وَ ضَعيفٌ فى يَد ظَالمٍ قَوىٍّ وَ كَريم قَوْمٍ احْتَاجَ الَى لَئيمٍ. (عَلىٌّ عَلَيه السَّلامُ)[٣].
شرح النهج البلاغه، ج ٤، ص ٥٤٠ [ص ١٥٦ احاديث مثنوى]
[همدمى با غير خود باشد عذاب]
٧٦٠-
|
«تا سليمان گفت كان هدهد اگر |
عجز را عذرى نگويد معتبر |
|
|
بكشمش يا خود دهم او را عذاب |
يك عذاب سخت بيرون از حساب |
|
[١] - با مردگان همنشينى نكنيد.
[٢] - به سه نفر رحمت آوريد: ثروتمند قومى كه اكنون دستش خالى شده. بزرگ قومى كه خوار شده. و دين شناسى كه بازيچه دست جاهلان گشته است.
[٣] -( على ٧ فرمود:) به سه نفر بايد رحمت آورد: عاقلى كه محكوم به حكم يك جاهل گردد. ضعيفى كه در دست ستمگرى قومى گرفتار شود. و بزرگ قومى كه به شخص پست و فرو مايه محتاج گردد.