احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٧٤ - اين چنين دنيا فريبد آدمى
[جذبهاى كار عبادتها كند]
٦١٢-
|
«اين چنين سَيرى است مستثنى ز جنس |
كان فزود از اجتهاد جنّ و انس |
|
|
اين چنين جذبى است نى هر جذب عام |
كه نهادش فضل احمد و السّلام |
|
اشاره است بدين جمله:
جَذَبَةٌ من جَذَبَات الحَقِّ تَوَازى عَمَلَ الثَّقَلين[١].
كه خواجه ايوب آن را مطابق متن حديث نبوى شمرده و غزالى در احياء العلوم (ج ٤، ص ٥٦) بدون انتساب به قائلى آورده و جامى در نفحات الانس آن را به ابو القاسم ابراهيم بن محمد نصر آبادى (متوفى ٣٧٢) نسبت داده است و در اسرار التوحيد (چاپ تهران، ص ٢٤٧) با تعبير:
كَمَا قالَ الشَّيخُ ... كه مؤيد گفته جامى است نقل شده است.
[ص ١١٩ احاديث مثنوى]
[اين چنين دنيا فريبد آدمى]
٦١٣-
|
«همچنين دنيا اگر چه خوش شكُفت |
بانگ زد هم بىوفايى خويش گفت |
|
|
اندر اين كَون و فساد اى اوستاد |
آن دغل كَون و نصيحت آن فساد |
|
اين اشعار و دنباله آن اقتباس و تفسير گونهاى است از كلام امير مؤمنان على- عليه
[١] - دست يافتن به يك جذبه الهى با عبادت جن و انس برابرى مىكند.