احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٧٠ - بو كردن مجنون
[سرّ النَّاسُ مَعَادن]
١٠٠٨-
|
«سرِّ النَّاسُ مَعَادن داد دست |
كه رسول آن را پى چه گفته است |
|
به حديث مذكور در ذيل شماره (٣٢٩) اشاره است.
[ص ٢١١ احاديث مثنوى]
[بو كردن مجنون]
١٠٠٩-
|
«همچو مجنون بو كنم هر خاك را |
خاك ليلى را بيابم بىخطا |
|
مأخذ آن روايت ذيل است:
وَ رُوى انَّهُ لَمَّا ماتَتْ لَيْلَى اتَى الْمَجْنُونُ الَى الْحَىِّ وَ سَأَلَ عَنْ قَبْرهَا فَلَمْ يَهْدُوه الَيْه فَأَخَذَ يَشُمُّ تُرابَ كُلِّ قَبْرٍ يَمُرُّ به حَتَّى شَمَّ تُرَابَ قَبْرهَا فَعَرَفَهُ وَ انْشَدَ.
|
ارَادُوا ليُخْفُوا قَبْرَهَا عَنْ مُحبّهَا |
وَ طيبُ تُرَاب الْقَبْر دُلَّ عَلَى الْقَبْر[١] |
|
ديوان مجنون، ص ٦٨ و اين بيت از مسلم بن الوليد ملقب به صريع الغوانى است از شعراى مشهور و معاصر هارون الرشيد. با تغيير مختصرى به صورت ذيل:
|
ارَادُوا ليُخْفُوا قَبْرَهُ عَنْ عَدُوِّه |
فَطيبُ تُرَاب الْقَبْر دُلَّ عَلَى الْقَبْر[٢] |
|
معجم الشعراء، مرزبانى، طبع مصر، ص ٣٧٢، تاريخ بغداد، ج ١٣ ص ٩٧، اين مطلب از افادات دانشمند محقق آقاى مجتبى مينوى است.
و گمان مىرود كه داستان منسوب به مجنون را از روى همين بيت ساخته باشند.
[ص ٢١١ قصص مثنوى]
[١] - نقل كردهاند كه مجنون پس از مرگ معشوقهاش ليلى به قبيله وى رفت و سراغ قبرش را گرفت. اما كسى راهنماييش نكرد. ناگزير خود به جست و جو پرداخت و با بوييدن خاك قبرها گم شده خويش را يافت. و برايش اين چنين سرود: مىخواهند چنين قبرى را از عاشقش مخفى كنند، اما( نمىدانند كه) بوى خوش اين تربت عاشق را به سوى خود مىكشاند.
[٢] - مىخواهند چنين قبرى را از دشمنش مخفى كنند، اما( نمىدانند كه) بوى خوش اين تربت دشمن را با خبر مىسازد.