احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٨١ - «هر كه او عاقل بود او جان ماست»
[ «خود عَدوّت اوست قندش مىدهى!»]
٦٢٧-
|
«توهم از بيرون بَدى با ديگران |
و اندرون خوش گشته با نفس گران |
|
|
خود عدوت اوست قندش مىدهى |
و از برون تهمت به هر كس مىنهى |
|
مستفاد از مضمون حديثى است كه در ذيل شماره (٦٥) نقل نموديم.
[ص ١٢٣ احاديث مثنوى]
[ «هر كه او عاقل بود او جان ماست»]
٦٢٨-
|
«گفت پيغمبر كه احمق هر كه هست |
او عدوّ ما و غول رهزن است |
|
|
هر كه او عاقل بود او جان ماست |
رَوح او و ريح او ريحان ماست |
|
اشاره است به اين جمله:
الَاحمَقُ عَدُوِّي وَ العَاقلُ صَديقى[١].
المنهج القوى، ج ٣، ص ٢٧١ كه به گفته يوسف بن احمد مولوى حديث است.
و از حضرت رضا- سلام اللّه عليه- روايت كردهاند:
صَديقُ كُلِّ امرءٍ عَقلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهلُهُ[٢].
اصول كافى، كتاب العقل و الجهل و اين روايت را ماوردى در ادب الدنيا والدين با تعبير: وَ قَالَ بَعضُ الادَبَاءُ- نقل كرده است. منهاج اليقين فى شرح ادب الدنيا والدين، چاپ اسلامبول، ص ٩ [ص ١٢٣ احاديث مثنوى]
[١] - احمق دشمن من و عاقل دوست من است.
[٢] - دوست هر كس عقل اوست. همان طورى كه دشمن هر كس جهل اوست.