احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٥٠ - مسجد الاقصى و داود نبى(ع)
[مسجد الاقصى و داود نبى (ع)]
٥٦٨-
|
«چون در آمد عزم داودى به تنگ |
كه بسازد مسجد اقصى به سنگ |
|
مأخذ آن روايتى است كه در عهد عتيق، ص ٦٦٦ و در حلية الاولياء، ج ٥، ص ٢٤٦ و تفسير ابو الفتوح، ج ٤، ص ٣٥٨ نقل شده و ما آن را از حلية الاولياء در اينجا مىآوريم:
عَن رَافع بن عُمَير قَالَ سَمعتُ رَسُولَ اللَّه ٦ يَقُولُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لدَاوُدَ ابن لى بَيتاً فى الارض فَبَنَى دَاوُدُ عَلَيه السَّلامُ بَيتاً لنَفسه قَبلَ البَيت الَّذي امرَ به فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَا دَاوُدُ بَنَيتَ بَيتَكَ قَبلَ بَيتى فَقَالَ اى رَبِّ هَكَذَا قُلتَ فيمَا قَضَيتَ من مُلكٍ استَأثرُ ثُمَّ اخَذَ فى بنَاء المَسجد فَلَمَّا تَمَّ السُّوُر سَقَطَ ثُلُثَاهُ فَشَكَى ذَلكَ الَى اللَّه تَعَالَى فَاوحَى اللَّهُ تَعَالَى الَيه انَّهُ لَا يَصلَحُ ان تَبنى لى بَيتاً قَالَ اى رَبِّ وَ لمَ قَالَ لَمَا جَرَت عَلَيكَ منَ الدِّمَاء قَالَ اى رَبِّ أَ وَ لَيسَ ذَلكَ فى هَوَاكَ وَ مَحَبَّتكَ قَالَ بَلَى وَ لَكنَّهُم عبَادى وَ انَا ارحَمُهُم قَالَ فَشَقَّ ذَلكَ عَلَيه فَاوحَى اللَّهُ الَيه ان لَا تَحزَن فَانِّى سَأَقضى بنَائَهُ عَلَى يَدَى ابنكَ سُلَيمَانَ فَلَمَّا مَاتَ دَاوُدُ عَلَيه السَّلامُ اخَذَ سُلَيمَانُ عَلَيه السَّلامُ فى بُنَيَانه[١].
[ص ١٣١ قصص مثنوى]
[١] - رافع بن عمير از قول رسول خدا٦ نقل كرده است كه خداوند متعال به داود پيغمبر فرمود براى من خانهاى بساز. اما داود قبل از آن براى خودش خانه ساخت. خداوند متعال وقتى علتش را پرسيد داود پيامبر پاسخ داد خدايا، تو خود در حكمى كه مقدر كردهاى فرمودى كه من ملكى را براى خودم اختصاص دهم.
آن گاه به ساختن خانه خدا پرداخت اما همين كه ديوار آن را بالا آورد دو سومش فرو ريخت. داود( ع) از اين ماجرا نگران شد و به خدا شكايت كرد. وحى آمد اى داود، ديگر صلاح نيست كه براى من خانه بسازى. عرض كرد خدايا، علتش چيست؟ وحى آمد براى اين كه تو مسبب ريخته شدن خونهايى شدهاى. داود گفت خدايا، آن خونها در راه تو و به عشق تو ريخته شده است. وحى آمد آرى؛ ولى آنها بندگان من بودند و من به آنان بيش از هر كس ديگرى مهربان بودم. داود( ع) از اين واقعه بسيار دل تنگ شد. خطاب آمد اى داود، محزون مباش. بزودى فرزندت سليمان خانه مرا خواهد ساخت. و حضرت سليمان پس از رحلت پدر بناى خانه خدا را به عهده گرفت.