احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٧٦ - رفتن جان را ببيند محتضر
[رفتن جان را ببيند محتضر]
٢٨٤-
|
«چشم را اى چاره جو در لا مكان |
هين بنه چون چشم كُشته سوى جان |
|
مستفاد است از مضمون اين روايت:
عَنْ امِّ سَلَمَةَ قَالَتْ دَخَلَ رَسُولُ اللَّه صَلّى اللَّه عَلَيْه وَ آله وَ سَلَّمَ عَلى ابي سَلَمَةَ وَ قَدْ شَقَّ بَصَرُهُ فَاغْمَضَهُ ثُمَّ قَالَ انَّ الرُّوحَ اذَا قُبضَ تَبعَهُ الْبَصَرُ فَضَجَّ نَاسٌ منْ اهْله فَقَالَ لَا تَدْعُوا عَلَى انْفُسكُمْ الَّا بخَيْرٍ فَانَّ الْمَلَائكَةَ يُؤَمِّنُونَ عَلى مَا تَقُولُون.
قَالَ رَسُولُ اللَّه صَلّى اللَّهُ عَلَيْه وَ آله وَ سَلَّمَ أَ لَمْ تَرَوُا الْانْسَانَ اذَا مَاتَ شَخَصَ بَصَرُهُ قَالُوا بَلَى قَالَ فَذلكَ حينَ يَتْبَعُ بَصَرُهُ نَفْسَهُ[١].
مسلم، ج ٣، ص ٣٨- ٣٩
اذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاكُمْ فَأَغْمضُوا الْبَصَرَ فَانَّ الْبَصَرَ يَتْبعُ الرُّوحَ وَ قُولُوا خَيْراً فَانَّهُ يُؤَمِّنُ عَلَى مَا قَالَ اهْلُ الْمَيِّت[٢].
مسند احمد، ج ٤، ص ١٢٥، جامع صغير، ج ١، ص ٢٣ با تفاوت اندك
انَّ الرُّوحَ اذَا قُبضَ تَبعَهُ الْبَصَرُ[٣].
انَّ الرُّوحَ اذَا عَرَجَ به يَشْخَصُ الْبَصَرُ[٤].
كنوز الحقائق، ص ٢٩، جامع صغير، ج ١، ص ٧٩ [ص ٤٨ احاديث مثنوى]
[١] - از امّ سلمه( يكى از همسران پيامبر) نقل شده كه آن حضرت٦ بر( جنازه) ابو سلمه كه چشمهايش خيره و باز مانده بود وارد شد. ابتدا چشمهاى او را بست، سپس فرمود وقتى روح از بدن جدا مىشود چشمها آن را دنبال مىكند.
حاضران از شنيدن اين خبر به شيون و زارى افتادند. پيامبر فرمود در چنين لحظههايى از پروردگار جز صلاح و نيكى براى خود درخواست نكنيد زيرا فرشتگان( مأمور قبض روح) براى استجابت دعاهايتان آمين مىگويند. آن گاه فرمود: آيا نديدهايد وقتى انسان مىميرد چشمهايش همچنان خيره باز مىماند؟
گفتند آرى. فرمود در چنين لحظات چشمها رفتن جان از بدن را دنبال مىكنند.
[٢] - وقتى بر سر مردههايتان وارد شديد چشمهايشان را كه به قصد دنبال كردن روح همچنان خيره و باز ماندهاند ببنديد. در چنين لحظههايى جز سخن خير نگوييد زيرا او( روح) براى اجابت خواستههايتان آمين مىگويد.
[٣] - روح كه از بدن جدا مىشود چشمهاى ميت آن را دنبال مىكند.
[٤] - به هنگام عروج روح چشمهاى ميت خيره و باز مىماند.