احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٩٦ - بود با مژدهى صفر مژدهى بهشت
[مصطفى (ع) را رحلت آمد در ربيع]
٦٥٦-
|
«احمد آخر زمان را انتقال |
در ربيع اول آمد بىجدال |
|
مأخذ مطلبى كه در ذيل اين اشعار نقل شده حديثى است كه مولانا در عنوان ذكر كرده و آن حديث را علما از موضوعات شمردهاند (رجوع كنيد به رواشح سماويه تأليف مير داماد) و آنچه در باره عكاشه نقل مىكند اشاره است به حديثسَبَقَكَ بهَا عكاشةُكه در غير اين مورد گفته شده است. رجوع كنيد به تفسير ابو الفتوح، ج ٣، ص ٥٨١ و ج ٥، ص ٢٣١ و در باره تاريخ وفات پيغمبر ٦ روايات اهل سنت و شيعه مختلف است و مطابق روايات شيعه وفات آن حضرت على الاصح در ٢٧ صفر از سال يازدهم هجرت و مطابق روايات اهل سنت در سوم يا دوازدهم ربيع الاول همان سال اتفاق افتاده است.
[ص ١٤٦ قصص مثنوى]
[در دعا گفتى ٦ «و الحقنى الرفيق»]
٦٥٧-
|
«هر شبى تا روز ز اين شوق هُدى |
اى رفيق راه اعلى مىزدى |
|
اشاره است بدين خبر:
اللَّهُمَّ اغفر لى وَ ارحَمنى وَ الحقنى بالرَّفيق الاعَلى[١].
نهايه ابن اثير، ج ٢، ص ٩٣ جامع صغير، ج ١، ص ٥٥ [ص ١٣٠ احاديث مثنوى]
[بود با مژدهى صفر مژدهى بهشت]
٦٥٨-
|
«گفت هر كس كه مرا مژده دهد |
چون صَفَر پاى از جهان بيرون نهد |
|
|
كه صفر بگذشت و شد ماه ربيع |
مژده وَر باشم مر او را و شفيع |
|
[١] - خدايا مغفرت و رحمتت را شامل حالم گردان و توفيقم ده تا به رفيق اعلى( خدا) پيوندم.