احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٢١ - هست شيطان مانع رشد و كمال/ گاه شيطان نادم از مكر خود است!
[گشت دوزخ سرد بهر مؤمنان]
٣٤٢-
|
«مؤمنان در حشر گويند اى مَلَك |
نى كه دوزخ بود راه مشتَرَك |
|
|
مؤمن و كافر بَرو يابد گذار |
ما نديديم اندر اين ره دود و نار |
|
|
نك بهشت و بارگاه ايمنى |
پس كجا بود آن گذرگاه دنى |
|
|
پس ملك گويد كه آن روضه خُضَر |
كه فلان جا ديدهايد اندر گذر |
|
|
دوزخ آن بود و سياستگاه سخت |
بر شما شد باغ و بستان و درخت |
|
مقتبس است از مضمون اين خبر: [١]
يَأتى اقوَامٌ ابوَابَ الجَنَّة فَيَقُولُونَ أَ لَم يَعدنَا رَبُّنَا ان نَردَ النَّارَ فَيُقَالُ مَرَرتُم عَلَيهَا وَ هىَ خَامدَةٌ[١].
شرح تعرف، ج ٢، ص ١٧٧ [ص ٦٣ احاديث مثنوى]
[هست شيطان مانع رشد و كمال/ گاه شيطان نادم از مكر خود است!]
٣٤٣-
|
«در خبر آمد كه آن معاويه |
خفته بُد در قصر در يك زاويه |
|
مأخذ آن حكايت ذيل است:
وَ يُروَى انَّ رَجُلًا كَانَ يَلعَنُ ابليسَ كُلَّ يَومٍ الفَ مَرَّةٍ فَبَينَمَا هُوَ ذَاتَ يَوم نَائمٌ اذ اتَاهُ شَخصٌ فَايقَظَهُ وَ قَالَ قُم فَانَّ الجدَار هَا هُوَ ذا يَسقُطُ فَقَالَ لَهُ مَن انتَ الَّذي اشفَقتَ عَلَىَّ هَذه الشَّفَقَةَ فَقَالَ لَهُ انَا ابليسُ فَقَالَ كَيفَ هَذَا وَ انَا العَنُكَ كُلَّ يَوم الفَ مَرَّةٍ فَقَالَ هَذَا لمَا عَلمتُ من مَحَلِّ الشُّهَدَاء عندَ اللَّه تَعَالَى فَخشيتُ ان تَكُونَ منهُم فَتَنَالُ مَعَهُم مَا يَنَالُونَ[٢].
قصص الانبياء ثعلبى، ص ٣٦ و نظير آن اين حكايت است كه در البيان و التبيين، جلد ٣، ص ١٠١ و در كتاب تلبيس ابليس، ص ١٣٨ با مختصر اختلافى در عبارت ديده مىشود:
وَ دَخَلَ ابُو حَازمٍ مَسجدَ دمَشقَ فَوَسوَسَ الَيه الشَّيطَانُ انَّكَ قَد احدَثتَ بَعدَ وُضُوئكَ وَ
______________________________ [١]
عَنْ جَابرٍ أَنَّهُ ٧ سُئلَ عَنْهُ فَقَالَ إذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّة الْجَنَّةَ قَالَ بَعْضُهُمْ لبَعْضٍ أَ لَيْسَ قَدْ وَعَدَنَا رَبُّنَا أَنْ نَردَ النَّارَ فَيُقَالُ لَهُمْ قَدْ وَرَدْتُمُوهَا وَ هيَ خَامدَةٌ.
بحارالأنوار ج ٢٥٠ ص ٨ باب ٢٤.
امام باقر ٧ مىفرمايند: هنگامى كه بهشتيان وارد بهشت مىشوند از يكديگر مىپرسند مگر پروردگار ما وعده نكرده بود كه همه ما بر آتش جهنم وارد شويم (گذر كنيم) در پاسخ گويند: شما بر آن وارد شديد در حالى كه خاموش بود.
[١] - همين كه عدهاى به درهاى بهشت نزديك مىشوند مىگويند چرا در مسيرمان به آتش جهنّم- آن طور كه خدا مقرر كرده است- برنخورديم؟ در پاسخشان گفته مىشود شما از درون آتش گذر كرديد. اما آتش بر شما سرد شد.
[٢] - آوردهاند كه مردى روزى هزار مرتبه شيطان را لعنت مىكرد. اتفاقاً روزى خوابيده بود كه تازهواردى وى را بيدار كرد و گفت برخيز كه ديوار در حال فرو ريختن است. پرسيد تو كه هستى كه براى من اين چنين دل سوزى مىكنى؟
گفت شيطانم! پرسيد چگونه ممكن است. در حالى كه من روزى هزار بار تو را لعنت مىكنم. شيطان گفت من از مقام والاى شهيدان در نزد خدا خبر دارم ترسيدم از اين كه( با فرو ريختن اين ديوار كشته شوى و) به آنان بپيوندى آن گاه به مقامى كه ايشان رسيدهاند تو نيز برسى!