احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٢٣ - دنيا؛ گنده پير
[همه از دوزخ مىگذرند]
٨٩٧-
|
«گر چه مؤمن را سقر ندهد ضرر |
ليك هم بهتر بود ز آنجا گذر |
|
|
گر چه دوزخ دور دارد ز او نكال |
ليك جنّت به ورا فى كُلِّ حال |
|
مبتنى است بر رواياتى كه در تفسير آيه: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها- (سوره مريم، آيه ٧١) نقل كردهاند مانند:
لَا يَبْقَي بَرٌّ وَ لَا فَاجرٌ إلَّا دَخَلَهَا فَتَكُونُ عَلَى الْمُؤْمن بَرْداً وَ سَلَاماً كَمَا كَانَتْ عَلَى ابْرَاهيمَ.[١]
مستدرك حاكم، ج ٤، ص ٥٨٧ [ص ١٨٦ احاديث مثنوى]
[دنيا؛ گنده پير]
٨٩٨-
|
«گنده پير است او از بس چاپلوس |
خويش را جلوه كند چون نو عروس |
|
مناسب مضمون اين روايت است:
يُؤْتَى بالدُّنْيَا يَوْمَ الْقيَامَة عَلَى صُورَة عَجُوزٍ شَمْطَاءَ زَرْقَاءَ أَنْيَابُهَا بَاديَةٌ لَا يَرَاهَا احَدٌ إلَّا كَرههَا فَتُشْرفُ عَلَى الْخَلَائق فَيُقَالُ لَهُمْ أَ تَعْرفُونَ هَذه فَيَقُولُونَ نَعُوذُ باللَّه منْ مَعْرفَتهَا فَيُقَالُ هذه الدُّنْيَا الَّتى تَفَاخَرْتُمْ بهَا وَ تَقَاتَلْتُمْ عَلَيْهَا[٢].
المنهج القوى، ج ٦، ص ٥٤ [ص ١٨٧ احاديث مثنوى]
[١] - هر نيكو كار و بد كارى بدون استثنا از دخول در آن( آتش جهنم) ناگزير است.
اما آتش بر مؤمن سرد و سلامت بخش مىشود. همان گونه كه آتش نمرود بر حضرت ابراهيم( ع) گلستان شد.
[٢] - روز قيامت دنيا را به صورت پير زنى با گيسوى سياه و سفيد و چشمانى آبى، در حالى كه دندانهاى نيش او پيداست، حاضر مىكنند. مردم او را( از بس زشت و نفرت انگيز است) با كراهت و بىميلى نگاه مىكنند. و هنگامى كه از آنان مىپرسند آيا اين زن را مىشناسيد؟ پاسخ مىدهند پناه مىبريم به خداوند از اين كه با چنين كسى آشنايى داشته باشيم. ولى به آنان گفته مىشود اين زن تجسم همان دنيايى است كه به آن افتخار مىكرديد. و به خاطرش همديگر را به كشتن مىداديد!