احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٥٩ - ز درياى نبى
مستفاد است از مضمون خبر مذكور در ذيل شماره (٥٥).
[ص ٢٠٣ احاديث مثنوى]
[مراد حق تجلى]
٩٧٦-
|
«چون مراد و حكم يزدان غفور |
بود در قدْمت تجلّىّ و ظهور |
|
ناظر است به مضمون روايتى كه در ذيل شماره (٢٠٥) ذكر كرديم.
[ص ٢٠٤ احاديث مثنوى]
[دو قلهاى نيستى]
٩٧٧-
|
«تو دو قُلّه نيستى يك قلّهاى |
غافل از قصه عذاب ظُلّهاى |
|
تعبير: دو قُلّه- مأخوذ است از خبر مذكور در ذيل شماره (٣٧٠).
[ص ٢٠٤ احاديث مثنوى]
[هود ياران راز طوفان]
٩٧٨-
|
«هود گرد مؤمنان خطى كشيد |
تا ز باد آن قوم او رنجى نديد |
|
|
مؤمنان از دست باد ضايره |
جمله بنشستند اندر دايره |
|
مأخذ آن در همين كتاب ذيل شماره (٦٠) گذشت.
[ص ٢٠٩ قصص مثنوى]
[عترت احمد ٦]
٩٧٩-
|
«هر ولى را نوح و كشتى به آن شناس |
صحبت اين خلق را طوفان شناس |
|
بر حديث مذكور در ذيل شماره (٥٧٥) مبتنى است.
[ص ٢٠٤ احاديث مثنوى]
[ز درياى نبى]
٩٨٠-
|
«بهر اين گفت آن خداوند فَرَج |
حَدِّثُوا عَنْ بَحْرنا اذْ لَا حَرَج |
|
جمله: حَدِّثْ عَن الْبَحْر وَ لَا حَرَجَ[١]- مثل است و نظير آن حديث ذيل است:
بَلِّغوُا عَنِّي وَ لَوْ آيَةً وَ حَدِّثُوا عَنْ بَني إسْرَائيلَ وَ لَا حَرَجَ[٢].
جامع صغير، ج ١، ص ١٢٥ و با
[١] - از درياى( علم ما به ديگران) سخن بگو و حرجى بر تو نيست.
[٢] - از سوى من و لو يك آيه را( به مردم) برسان و از بنى اسرائيل نيز سخن بگو كه بر تو حرج و اعتراضى نيست.