احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٢١ - «رب سلم» هست ذكر مسلمين
|
به لطف خويش به زودى خبر كنم بارى |
ز حال آن دو جگر بند نارسيده من |
|
و چون اين مكتوبات داعى به بخارا برد و در خدمت مولانا برهان اسلام اعذار واضح او تقرير كرد با او به سر رضا آمد و مكتوبات فرمود به خط خود و در آن او را استدعا كرد.
و اين كه عوفى در وصف نظام الملّة والدين صحبت از اطلاع او در علوم حساب و هندسه و جبر و مقابله و حل مشكلات اقليدس به ميان مىآورد مناسب است با اين بيت مولانا در وصف وكيل صدر جهان:
|
بنده صدر جهان بودى و راد |
معتمد بودى مهندس اوستاد |
|
[ص ١١٩ قصص مثنوى]
[ «رَبّ سَلِّم» هست ذكر مسلمين]
٥٠٣-
|
«پس ز شرح سوز او كم زن نَفَس |
رَبِّ سَلِّم رَبِّ سَلِّم گوى و بس |
|
مقتبس است از اين حديث:
شعَارُ المُسلمينَ عَلَى الصِّرَاط يَومَ القيَامَة اللَّهمَّ سَلِّم سَلِّم[١].
مستدرك حاكم، ج ٢، ص ٣٧٥، تفسير ابو الفتوح، [١] [ص ٩٦ احاديث مثنوى]
______________________________ [١] (روض الجنان و روح الجنان) ج ٣، ص ٤٨٦ وچاپ كنگره ج ١٣ ص ١١٠
[١] - روز قيامت شعار مسلمانان در صراط اين است: خدايا سلامتمان بدار، سلامتمان بدار!