ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٠ - شرح
١- بتشديد لام و از ماده ملال باشد يعنى باندازه دنبال هوسرانى رفتهاند كه از آن خسته و دل تنگ شدهاند.
٢- با لام مخفف از
«تمالئوا عليه»
يعنى در هوسرانى با يك ديگر هم دست و همكار شدند و در اين صورت همزه براى تخفيف حذف شده است ولى اظهر همان است كه در نسخه مصححه قديميست و آن تمايلت با ياء است يعنى هواپرستى و شهوترانى آنها را از حق بباطل كشانده و در برخى غالت با غين است يعنى هلاك كرده آنها را.
دنباله حديث خطبه.
پس قرآن و اهل قرآن در اين زمان رانده و تبعيد شده از اجتماعند و با هم در اين راه يار و هم صحبت هستند و كسى بآنها جا و مأوى نميدهد، چه خوش و پسنديدهاند اين دو يار موافق و افسوس و دريغ براى آنها و آنچه بخاطر آن كار ميكنند.
در اين زمان قرآن و اهل قرآن در ميان مردمند و بهمراه مردم نيند براى آن كه گمراهى هم آهنگ هدايت و درستى نيست و گرچه باهم گرد آيند و انجمن شوند، اين مردم بر جدائى و اختلاف اتفاق دارند و از جماعت و هم بستگى با حق جدائى گرفتهاند كار زندگى و امر دين خود را بكسانى سپرده و واگذار كردهاند كه در ميان آنها بنيرنگ و فريب و زشتكارى و رشوهخوارى و كشتار كار ميكنند.
گويا خود را پيشوايان قرآنى ميپندارند و قرآنى در پيش ندارند و پيشواى خود نميشمارند از حق در ميان آنها جز نامى نمانده و از قرآن جز خط و نوشته آن نميشناسند، كسى آوازه حكم محكم قرآن ميشنود و بدان دل مىدهد و بمسلمانى وارد مىشود و در انجمن مسلمانان خوب برنشسته و آرام نشده كه از دين اسلام بيرون ميرود و از دين پادشاهى و حكمرانى بدين حكمران ديگر منتقل مىشود و از سرپرستى حكمرانى بسرپرستى حكمران ديگر درمىآيد و از فرمانبرى حكمفرمائى به فرمانبرى حكمفرماى ديگرى گسيل ميگردد و از عهد و پيمان با حكمرانى بعهد و پيمان با حكمران ديگر كشانده مىشود و خداى تعالى از آنجا كه ندانند آنها را ببدبختى و عقوبت خود ميكشاند و بظاهر پيشرفت كار دنياى خود سرگرم مينمايد.