ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٧ - شرح
داستان طالوت
٤٩٨-
از أبى بصير از امام باقر (ع) در تفسير قول خدا عز و جل (٢٤٦- البقره) «راستى كه خدا طالوت را براى شما برانگيخته تا ملك شما باشد، گفتند از كجا او را حق سلطنت بر ما است ما خود به سلطنت از او سزاوارتريم» فرمود طالوت نه پيغمبرزاده بود نه شاهزاده فرمود خداوند او را بر شماها برگزيده فرمود «راستى نشانه ملكش اينست كه تابوت براى شما آيد كه در آنست آرامش دل از طرف پروردگار شما و بقايائى از آنچه آل موسى و آل هرون بجا گذاردند» و فرشتهها آن را آوردند و بدوش كشيدند.
و خدا جل ذكره فرموده است «راستى كه خداوند شما را گرفتار نهرى كند و هر كه از آن بنوشد از من نباشد و هر كه از آن طعمه نسازد راستى كه از منست و همه از آن نوشيدند» جز ٣١٣ مرد آنان كه برخى از آنها مشتى برگرفتند و برخى هم ننوشيدند و چون برابر دشمن رسيدند آنان كه مشتى برگرفته بودند گفتند براى ما هيچ تاب مقاومت در برابر جالوت و لشكرش نيست و آنان كه ننوشيده بودند گفتند بسا جمع اندكى كه بر جمع بسيارى باذن خدا پيروز و چيره شدند و خدا بهمراه صابرانست.
شرح-
از مجلسى ره- قوله تعالى إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ابن اثير در كامل و ديگر مورّخان و مفسران گفتهاند كه چون دوران گرفتارى بنى اسرائيل بدرازا كشيد و دشمنان بر آنها طمع كردند و تابوت را از آنها گرفتند و پس از آن با هيچ پادشاهى روبرو نمىشدند جز ترسان و هراسان جالوت كه پادشاه از مصر تا مرز فلسطين بود بر آنها تسلط يافت و جزيه بر آنها مقرر كرد و توراة را از آنها گرفت و بدرگاه خدا نياز بردند تا پيمبرى براى آنها مبعوث كند كه زير پرچم او جهاد كنند و خدا اشموئيل را براى آنها فرستاد و نخست او را دروغگو شمردند و سپس او را باور كردند و از او فرمان بردند و او ده سال يا چهل سال كار آنها را اداره كرد و عمالقه بسرورى جالوت كار را ببنى اسرائيل تنگ گرفتند تا نزديك بود نابودشان كنند چون بنى اسرائيل چنين