ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦١ - ٤٣٠
شرح-
از مجلسى ره- بدان كه مورّخان در باره عمر نوح اختلاف دارند:
١- هزار سال بوده است ٢- هزار و چهار صد و هفتاد سال ٣- دو هزار و سيصد سال- اخبار ما هم در اينجا اختلاف دارند.
١- بيشتر دلالت دارند به ٢٥٠٠ سال و شيخ صدوق «ره» در كتب خود اين خبر را چنين روايت كرده است.
بسند خود از هشام بن سالم از امام صادق (ع) فرمود نوح (ع) ٢٥٠٠ سال زنده بود، ٨٥٠ سال سال پيش از بعثت و ٩٥٠ سال در حال دعوت و ٢٠٠ سال در ساختمان كشتى و ٥٠٠ سال پس از نزول از كشتى و دنبال خبر را طبق همين حديث آورده و شايد اين اضافات از حديث كتاب افتاده است- تا آنكه گويد در روايتى از امام صادق (ع) است كه از قول پدرانش از پيغمبر (ص) باز گفته است كه:
نوح (ع) دو هزار و چهار صد و پنجاه سال زندگى كرده و جمع ميان اين روايت و آنچه گذشت خالى از اشكال نيست.
٤٣٠-
از امام صادق (ع) فرمود: نوح (ع) پس از طوفان پانصد سال زنده بود و سپس جبرئيل نزد او آمد و گفت:
اى نوح راستش اينست كه نبوت تو بسر رسيد و عمرت بكمال آمد تو در اسم اكبر و ميراث علم و آثار نبوت كه بهمراه تو است تامل بسزا كن و آنها را بپسرت سام بسپار زيرا من زمين را وانگذارم جز آنكه در آن يك دانشمندى باشد كه بوسيله او طاعت من شناخته شود و بدو راه حق من فهميده گردد و باعث نجات بشر باشد در فاصله مرگ پيغمبرى و بعثت پيغمبر ديگرى، و من مردم را بىحجت از طرف خود واننهم و بىدعوتكننده بسوى خودم و رهبرى براه حق خودم و عارفى بامر خودم، من چنين مقرر كردم كه بايد در ميان هر مردمى رهبر و رهنمائى باشد تا بوسيله او سعادتمندان را ره نمائى كنم و بر اهل شقاوت و بدبختان اتمام حجت باشد.
فرمود: نوح اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت را بسام سپرد و اما حام و يافث (دو پسر نوح) علمى نداشتند كه بدان سودى برند (از نظر فهم حقيقت و معنا).