ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٤ - ٤٢١
شرح-
از مجلسى ره- «قوله
ارسل عينيه
» يعنى اشك از دو چشمش روانه شد.
قوله
«فلينظر كل رجل منكم من جليسه»
اين را براى آن گفت تا معلوم شود جاسوس در ميان آنها هست يا نه و حذيفه مقصود او را دريافت و آغاز پرسش از همنشينان خود كرد تا او را از خود دانند و از او چيزى نپرسند كه در تنگناى پاسخ افتد.
قوله
«انه كان ليشبه يوم القيامة»
يعنى شب كفار بر اثر طوفان و پريشانى و سرگردانى و بيم و هراس چون روز رستاخيز بود و ممكن است مقصود بيان حال وحشت و هراس مسلمانان باشد در برابر لشكر احزاب پيش از نزول پيروزى از جهت سرما و ترس و گرسنگى كه بر آنها مستولى شده بودند.
در فضيلت مسجد كوفه و داستان حضرت نوح- ع
٤٢١-
از مفضل بن عمر گويد من در كوفه خدمت امام صادق (ع) بودم در آن روزگارى بود كه براى ديدار ابو العباس (سفاح نخست خليفه عباسى) آمده بود رفتيم تا بمحل كناسه رسيديم (بضم كاف محل مشهورى بوده در شهر كوفه و حكم ميدان عمومى داشته) فرمود در اين جا عمويم زيد رحمه اللَّه را بدار آويختند سپس گذشت تا رسيد بطاق زيتفروشان كه در آخر بازار سراجها بود و پياده شد و فرمود: تو هم پياده شو زيرا اين جا همان مسجد نخست كوفه است كه آدم (ع) نقشه كشيد و من خوش ندارم كه سواره در آن درآيم.
گويد گفتم پس چه كسى نقشه آن را تغيير داده؟ فرمود: نخست طوفان دوران نوح (ع) و سپس اصحاب خسرو ايران و نعمان (بن منذر يكى از ملوك عرب) سپس زياد بن سفيان من گفتم كوفه و مسجدش در زمان نوح (ع) بودهاند؟
در پاسخ من فرمود: آرى مفضل خانه نوح و قوم او هم در آبادى بوده كناره نهر فرات از آن سو كه مغرب شهر كوفه كنونى است فرمود خود نوح (ع) هم مردى بود درودگر و خدا عز و جل او را پيغمبر ساخت و او را برگزيد و نوح نخست كس بود كه كشتى ساخت و بآب انداخت فرمود: نوح هزار الا