ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠ - ٢٩٨
مانند، قند و آهن و فسفات و. و. و اين عناصر همه در ساختمان بدن اثر خشكى و مقاومت بوجود مىآورند در برابر هوا و آب كه بطبع خود روان و سيال هستند و نكته بسيار علمى و قابل توجه حديث اينست كه حرارت مؤثر در اجسام را از زمين دانسته است كه موافق اصول علمى امروز هم اين معنا درست است و منشأ كليه نيروى حرارتى كه در محيط زمين است همان واكنش و انعكاس پرتو خورشيد است كه چون بروى زمين كه جسمى است تاريك ميتابد زاويه انعكاس توليد ميكند و حرارت بوجود مىآيد و اين كاملا مخالف اصل يونانى معروف در آن زمان بوده است كه نار بذات خود يك عنصر مستقلى است و در بالاى كره هوا وجود دارد و در تركيب اجسام كونيه جزء ذاتى است.
و ميتوان گفت كه اين جمله از حديث اشاره بساختمان سلولى تن جان داران است كه از عناصر بسيار زمين بواسطه حرارت حاصله از پرتو آفتاب تركيب ميشوند و بهم ميپيوندند و جسم را پديد ميكنند
٣-
غذا كه ركن بزرگ و طبع پرورش جسم است، هر جاندارى بوسيله تغذيه آماده پايش و پرورش مىشود، زيرا بوسيله غذا آنچه را در اثر احتراق از دست مىدهد جبران ميكند و باصطلاح بدل ما يتحلل را تأمين مىنمايد و در دوران نمو خود مازادى هم در خود ذخيره ميكند كه بوسيله آن سلولهاى تازهاى بدان افزوده مىشود و بزرگ مىگردد و وسيله تغذيه جسم جهاز توليد خون است كه در كبد انجام مىشود و مواد غذائى بوسيله كارخانجات كبد بصورت خون درمىآيند و در رگها روان ميشوند و ماده غذا را تا هر جاى بدن و بهر عضو آن مىرسانند و باين جريان مهم تغذيه اشاره فرموده است كه:
«و منه يتولد الدم»
از راه خوراك است كه خون پديدار ميگردد و اين بيان عمليه مهم تغذيه است و سپس جهاز تغذيه را بيان كرده و فرموده است:
آيا نبينى كه خوراك بمعده رود و آن را تغذيه كند تا نرم گردد و بكار افتد و آن را حل كند و بپزد و آماده سازد تا شيره آن درآيد و مزاج جهاز هاضمه شيره غذا را بكبد برساند و خالص آن خون گردد و تهنشين بوسيله رودهها دفع شود.
٤-
از طبايع مؤثر در جسم آبست كه باصطلاح فلسفه قديم و طب قديم خلط بلغم را بوجود آورد و براى تغذيه جسم جانداران و گياهان تأثير خاصى دارد و باين بيان روشن شد كه طبايع اربع در اين روايت نظر بعناصر اربعه معروفه در فلسفه طبيعى و طب قديم ندارد و بيان فرمول بقاء و نمو جسم است بشرحى كه امروزه در تحقيقات علميه فهميده شده است و مورد اعتبار دانشمندان است و اين خود يكى از كرامات امام (ع) است كه در آن تاريخ حقائقى را با اين عبارات مختصر و جامع و مناسب بيان كرده است.
تفسير كلمه خير
٢٩٨-
از حسين بن اعين برادر مالك بن اعين گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم از اينكه مردى بمرد ديگر مىگويد: جزاك اللَّه خيرا خدايت خير دهاد- مقصود از اين خير چيست؟