ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨ - شرح
فرمود: من آهنگ آن داشتم كه طراز نامهاى بنويسم كه دو تن آنان هم در باره من باهم دوئيت نداشته باشند.
گويد: پس آن حضرت گفتار مروان و ابن ذر را مطرح كرد و من هم گفتم آرى و آن را تصديق كردم، اسماعيل فرمود: اى عبد الاعلى راستى كه براى شماها بر عهده ما حقى است بمانند همان حقى كه ما بعهده شماها داريم، بخدا سوگند كه شماها در اداى حق ما شتابانتر نيستيد از ما در باره اداى حق شماها.
سپس فرمود: من محققا بزودى در اين باره انديشهاى ميكنم، سپس فرمود: اى عبد الاعلى چرا نبايد مردمى كه يك مذهب دارند و روى بيك شخص رهبر دارند كه گفته او را بكار مىبندند در باره او اختلاف و دوئيت نكنند و كار خود را بدو مستند سازند.
اى عبد الاعلى راستش اينست كه براى مؤمن نشايد با اينكه برادر دينى وى از او بيكى از درجههاى بهشت پيشى گرفته است دست اندازد و او را از جايى كه در آنست بسوى خود فرو كشد و شايسته نيست آن برادر ديگر هم كه پيش تاخته است و برادرش به او نرسيده است دست رد بسينه آن دون پايه زند و او را پس اندازد كه هنوز بوى نرسيده است ولى بايد بكوشد تا او را بخود رساند و از خدا آمرزش خواهد.
شرح-
از مجلسى ره- قوله-
«انى هذا و مروان و ابن ذر»
يعنى اين طرازنامه در رفع ستيزه و نزاع مروان يكى از اصحابش و ابن ذر يكى ديگر از آنها سودمند نيست و شايد ميان آنها منازعه سختى بوده است براى اختلاف درجه ايمان و اختلاف فهم آنان و امام بيان كرده است كه بوسيله نامه نمىتوان اختلافى را كه از سوء فهم و تفاوت درجات و مراتب فضل ناشى است برطرف نمود و محتملست مقصود از ابن ذر عمر بن ذر قاضى سنى باشد و روايت شده است كه او خدمت امام صادق (ع) رسيد و با آن حضرت مناظره كرد بنا بر اين مقصود اينست كه نامه نزاع ميان شيعه و مخالفان را رفع نميكند بلكه آن را برآشفتهتر مىسازد و مايه زيان بيشتر شيعه مىگردد.
چنانچه در بسيارى از اخبار است كه اين خود وسيله اختلاف اخبار بوده است و چون عبد الاعلى اين پاسخ را از امام صادق (ع) شنيد گمان كرد كه امام از او نپذيرد كه چنين نامهاى بنويسد و نوميد شد و برخاست نزد فرزندش اسماعيل رفت و آنچه ميان او و امام (ع) گذشته بود به وى گزارش داد.
تا آنكه گويد در برخى نسخهها بجاى كلمه ابن ذر ابو ذر و ابى ذر آمده است در اين صورت ممكن