ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٧ - شرح
پروردگار منست و من راحت دنيا را دوست ندارم چون مايه غفلت و دورى از خدا است و غرض بيان اختلاف احوال دنيا است كه در سختى آن اميد نعمت است و در خوشى و نعمتش بيم بلا و شدت و منظور تسليت شيعه و نويد دادن آنها است بفرج تا از رحمت پروردگار خود نوميد نشوند و از درازى مدت دولت باطل و ناحق بيم نكنند و از دين برنگردند.
قوله
«هلكت المحاضير»
يعنى كسانى كه در فرج شتابزدگى كنند و پيش از هنگام آن را جويند بهلاكت رسند.
قوله
«و ثبت الحصى على اوتادهم»
شايد مقصود بيان محكمى كار دولت باطلست و استوارى سلطنت و فراهمى اسباب حكومت آنان و در اين صورت تعرض بآنها نشايد زيرا بر قرارى ريگ روى يك ميخ نادر است يعنى كارهاى مشكل براى آنها ميسر شده و تلاش در بر انداختن حكومت آنها سود ندارد. پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- اين عبارت را راجع بدولت باطل دانسته و چند تفسير براى آن كرده ولى بنظر ميرسد كه راجع بهمان مؤمنان ثابت عقيده است و مقصود اينست كه ايمان آنها تا آنجا محكم است و لغزش ندارد كه گويا ريگى در روى ميخ عقيده آنها برجا است و هيچ لغزشى ندارد كه آن را بدور اندازد.
در پارهاى از نشانههاى ظهور امام قائم- ع
٤٥١-
از ميسر از ابى جعفر (ع) فرمود: اى ميسر ميان شما و قرقيسا (قرقيسيا) چه اندازه است؟
گفتم بما نزديك است و بر كنار نهر فراتست پس از آن فرمود: هلا كه محققا در آن واقعهاى رخ دهد كه از آن روز كه خدا آسمانها و زمينها را آفريده مانند آن نبوده و تا آسمانها و زمين برپا است بمانند آن نباشد يك خوان پذيرائى از پرندهها باشد همه درندههاى زمين و پرندههاى آسمان از آن سير شوند، قيس در آن بهلاكت رسد و دعوتكننده در آن بجا نماند گويد چند محدث ديگر آن را روايت كرده و اين جمله را در آن افزودهاند كه:
يك جارچى جار زند كه بيائيد بر سر گوشتهاى جباران.
شرح-
از مجلسى ره- فيروزآبادى گفته قرقيساء بكسر و گاهى هم بىمد خوانده شود شهريست بر كنار فرات بنام قرقيسا پسر طهمورث قوله
«قيس»
مقصود اهل بنى قيس است كه تيرهاى از اسد بودند.