ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨ - ٢٥١
٢- كشتن زكريا و يحيى و آهنگ كشتن عيسى (ع) «و يك گردنفرازى ناهنجارى خواهيد كرد» يعنى از طاعت خداوند سرباز زنيد و گردنفرازى كنيد يا اينكه ستم كنيد «و هر گاه موعد نخستين آنها رسد» يعنى وعده كيفر نخستين آنها رسد «بندگانى از خود را بر سر شماها فرستيم» مقصود بخت النصر است كه از طرف لهراسب (پادشاه كيانى ايران) فرمانرواى بابل بود بهمراه لشكرش و گفته شده مقصود جالوت است و بعضى گفتهاند مقصود سخاريب سردار آشورى نينوا است «كه بسيار دلير و جنگ آورند كه بجستجوى شماها در درون خانهها خلند» براى كشتن و چپاول و سالخوردهها را بكشند و خردسالها را اسير كنند و تورات را بسوزانند و مسجد را ويران كنند و چون معتزله روا ندانند كه خداوند كافر را بر مؤمن چيره سازد بعثت را بتخليه و جلوگيرى نكردن تأويل كردند «و وعده شدنيست» يعنى كيفر آنها بناچار پديدار گردد «سپس بسود شما يك يورش از طرف شما بر سر آنها مقرر ساختيم» يعنى شماها دولت و غلبه به آنها پيدا كنيد كه بر سر شما مبعوث شدند و وسيله آن اين بود كه چون بهمن بن اسفنديار جانشين پدر خود كشتاسب بن لهراسب شد خداوند دلش را بر آنها مهربان كرد و اسيران آنها را بشام برگردانيد و دانيال را بر آنان پادشاه ساخت و بر پيروان بخت نصر چيره شدند و آنها را از بيت المقدس تار و مار كردند يا به وسيله اين بود كه داود بر جالوت چيره گرديد و او را كشت و بنى اسرائيل را از شر او نجات داد.
«و بمال و پسران شما را كومك كنيم و قشون و نفرات اعزامى بيشترى بشما بدهيم».
قوله «قتل على بن ابى طالب (ع)» تطبيق و تأويل آيه بر آنچه امام (ع) فرموده است مبتنى بر دو مقدمه است:
١- خداوند فرموده است (٤٣- فاطر) هرگز براى سنت خدا دگرگونى نيابى.
٢- رسول خدا (ص) فرموده است هر آنچه در بنى اسرائيل واقع شده است مو بمو در اين امت هم واقع مىشود پس هر آنچه را خداوند در قرآن مجيد از احوال بنى اسرائيل بيان كرده ظاهرش در باره آنها است و باطنش در باره اين امت است نظر بدان چه كه همانند آن در ميان آنها واقع مىشود و دو بار فساد كردن اين امت اشاره است بكشتن امير المؤمنين (ع) و نيزه زدن به امام حسن (ع) پس از وى در ساباط مدائن.
داستان تبعيد ابو ذر و سخنرانى على (ع) و ياران او
٢٥١-
ابو جعفر خثعمى گويد چون عثمان ابو ذر رضي الله عنه را بربذه راند (محلى است نزديك مدينه كه آرامگاه ابو ذر در آنجا است) امير المؤمنين و عقيل و حسن و حسين و عمار بن ياسر رضي الله عنه او را بدرقه كردند و هنگام وداع با او امير المؤمنين (ع) اينسخن را فرمود: