ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٦ - ٣٨١
٣٨٠-
از ابن سنان از ابى الجارود بمانند همين روايت (با اين عبارت):
گويد بعلى بن الحكم گفتم موات از بزها چيست! فرمود: مقصود آنها است كه كاملا با هم برابر شدهاند و بر يك ديگر برترى ندارند.
من گويم اين شرح و بيانى كه على بن الحكم در تفسير كلمه الموات من المعز كرده است بخوبى آن توجيهى كه من از روايت كردهام با آن تطبيق ميكند و موضوع را روشن مينمايد و معلوم مىشود كه توجيه مجلسى ره بسيار بىاساس است.
اندرزهاى حكيمانه از امام صادق- ع
٣٨١-
از عيص بن قاسم گويد شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود. بچسبيد بتقوى از خدائى كه يگانه است و شريك ندارد و خود را بپائيد بخدا سوگند كه مردى براى رمه گوسفند خود چوپانى مىگيرد و چون مردى پيدا كند كه بچوپانى گوسفندانش داناتر است از آنكه بچوپانى آنان اندر است او را بر دارد و آن داناتر را بجاى او گزارد (يعنى اگر از من داناترى براى رهبرى و شبانى امت بود خداوند بجاى من او را مىگماشت) بخدا اگر براى يك آدم از شماها دو جان بود تا با يكى نبرد ميكرد و تجربه مىآموخت و با ديگرى زنده مىماند (و نتيجهگيرى ميكرد) و آنچه را آزمايش كرده بود بكار مىبست (چه خوب بود) ولى هر كس را يك جان بيشتر نيست و چون بدر رفت جاى توبه و پشيمانى و جبران خطائى كه مرتكب شده است نمىماند پس شما خود سزاوارتر و بهتر مىتوانيد در باره ماده دعوت كسى كه از طرف ما خاندان نزد شما مىآيد قضاوت كنيد و در باره خويش مصلحتانديش باشيد.
(گويا سعدى از اينجا گرفته و گفته است.
|
مرد خردمند هنرپيشه را |
عمر دو بايست در اين روزگار |
|
|
تا بيكى تجربه آموختن |
با ديگرى تجربه بردن بكار) |
|
شما خوب تأمل كنيد كه براى چه هدفى ميشوريد و خروج ميكنيد، نگوئيد زيد شوريد (و ما هم بپيروى از او ميشوريم) زيرا زيد مردى دانا و راستگو بود و شما را بخود دعوت نميكرد و غرض