ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٣ - ٥٤٣
و چون رسول خدا (ص) وفات كرد و آن مردم جز على را بامامت برپا داشتند شيطان تاج شاهى بر سر نهاد و منبرى بر پا داشت و بر پشتى تكيه زد و نشست و همه يارانش را از سواره و پياده فراهم نمود و بآنها گفت شادى كنيد كه ديگر خدا فرمانبردارى نشود تا امام ظهور كند.
و امام باقر (ع) اين آيه را خواند (٢٠- سبا) و هر آينه ابليس پندار خود را در آنها پاى بر جا و اجراء كرد و از او پيروى كردند جز دستهاى از مؤمنان- امام باقر (ع) فرمود تاويل اين آيه همانگاه بود كه رسول خدا (ص) وفات كرد و گمان و پندار ابليس همان گاه بود كه برسول خدا (ص) گفتند راستى كه بدلخواه سخن مىگويد و ابليس در باره آنها گمانى برد و گمان خود را بر جاى خود نشاند و درست درآورد.
شرح-
از مجلسى «ره»- قوله
«و قال احدهما لصاحبه»
- يعنى ابا بكر و عمر بودند كه با همديگر اينسخن را گفتند و بمقام پيغمبر (ص) چنين گستاخى كردند.
در باره منافقان
٥٤٣-
از زراره از امام باقر و يا امام صادق (ع) فرمود: يك روز رسول خدا (ص) پژمان و اندوهگين صبح كرد على (ع) باو عرضكرد مرا چه شده كه شما را پژمان و اندوهگين بينم؟
در پاسخ فرمود: چرا چنين نباشم با اينكه در همين امشب بخواب ديدم كه بنى تيم و بنى عدى و بنى اميه بهمين منبر من بالا ميروند و مردم را از اسلام بعقب بر ميگردانند، گفتم پروردگارا در زندگى منست يا پس از مردنم؟ فرمود پس از مردن تو است.