ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧ - ٢٦٨
و بمردم فرمود تا آمين گفتند و درنگى نشد كه جبرئيل فرود آمد و گفت اى محمد بمردم خبر بده كه پروردگارت بآنها وعده مىدهد كه فلان روز و فلان ساعت ببارد و پيوسته مردم در انتظار آن روز بسر بردند و در انتظار آن ساعت تا چون همان ساعت فرارسيد خدا عز و جل بادى را برجهانيد و آن باد! ابرى را برشورانيد و آسمان را سراسر پوشانيد و فوارههاى خود را فرو ريخت تا همان افراد خودشان نزد رسول خدا (ص) آمدند و گفتند يا رسول اللَّه بدرگاه خدا دعا كن تا آسمان را از ما بازدارد كه نزديكست غرقه شويم.
همه مردم گرد آمدند و پيغمبر (ص) دعا كرد و فرمود تا مردم آمين گويند يك مردى از ميان مردم گفت: يا رسول اللَّه هر چه گوئى بگوش ما برسان زيرا همه آنچه تو ميگوئى شنيده نميشود پس فرمود كه بگوئيد:
بار خدايا در اطراف ما باشد و نه بر سر ما، بار خدايا آن را در بر دشتها بريز و در بن درختها و آنجاها كه رمهداران رمههاى خود را ميچرانند، بار خدايا آن را براى ما رحمت ساز و آن را عذاب مساز.
٢٦٧-
از زريق از امام صادق (ع) فرمود هرگز برقى نجهد در تاريكى شب يا تابش روز جز اينكه آن برق بارنده است.
٢٦٨-
سند را تا آنجا رسانده كه گويد امير المؤمنين (ع) در پاسخ اين پرسش كه:
ابر كجا است؟
فرمود: بر درختى است و روى تل ريگى در كناره دريا كه بدان ماوى كند و هر گاه خدا عز و جل خواهد كه آن را بفرستد بادى فرستد و آن را برانگيزد و فرشتهها بدان گمارد تا آن را با