ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٥ - ٥٧٤
٤- نيست آن جز وحى كه باو وحى شده است و خدا عز و جل بمحمد (ص) فرمود (٥٨- الانعام) بگو بآنها اگر نزد من بود و باختيار من بود آنچه را شماها در آن شتاب داريد كار ميان من و شماها تمام شده بود.
ميفرمايد يعنى اگر من مامور بودم و دستور داشتم بشماها اعلام كنم كه در دل گرفتهايد شتاب در مردن من براى ستم كردن بخاندانم بعد از من و مثل شماها چنانست كه خدا عز و جل فرموده است (١٧- البقرة) مثل آن كسى كه آتشى افروخته و چون گرد او روشن شود.
ميفرمايد زمين بنور محمد (ص) روشن شده چنانچه خورشيد بر آن مىتابد و خداوند محمد (ص) را بخورشيد مثل زده و وصى او را بماه و اينست تفسير قول او عز و جل (٥- يونس) خورشيد را تابان ساخت و ماه را روشن و قول خدا (٣٧- يس) و يك نشانه براى آنها شب است كه روز را از آن بدر آوريم و بناگاه كه همه در تاريكى فرو روند و قول خدا عز و جل (١٨- البقره) خداوند نور و روشنى آنان را بدر برد و آنها را در يك تاريكى عميق كه چيزى نتوانند ديد بجا گذاشت، يعنى جان محمد (ص) را گرفت و تاريكى پديدار شد و فضل خاندان او را نديدند و آنست قول خدا عز و جل (١٩٧- الاعراف) و اگر آنها را براه حق بخوانى گوش ندهند و نشنوند و به آنها نگرى كه بتو چشم انداختهاند با اينكه نتوانند ديد.
سپس رسول خدا (ص) آن علم و دانشى كه داشت بوصى خود سپرد و اينست تفسير قول خدا عز- و جل (٣٥- النور) خدا است نور آسمانها و زمين.
ميفرمايد منم رهبر آسمانها و زمين، نمونه آن دانشى كه عطا شدى و همان نور منست كه بدان هدايت شوند نمونه يك چراغدانيست كه در آن چراغ فروزانيست- آن چراغدان دل محمد (ص) است