ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٧ - ٥٦٣
ترغيب بانضباط و حفظ اسرار حزبى
٥٦٢-
از قاسم شريك مفضل كه مردى راستگو بود گويد شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
حلقههائى در مسجد تشكيل ميشوند و ما را مشهور ميكنند و خود را هم مشهور ميكنند آنان از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم من خود ميروم پنهان ميشوم و پشت پرده مىخيزم و اينها پرده مرا مىدرند خدا پرده آنها را بدرد؛ ميگويند امام، امام.
هلا بخدا من امام و رهبر نيستم مگر براى كسى كه از من پيروى كند و فرمان برد، و اما آنكه نافرمانى من كند من امام او نيستم، چرا بنام من مىچسبند، چرا نام مرا از زبان خود نمياندازند بخدا سوگند كه خداوند مرا با آنها در يك خانه جمع نكند (و آنها را بمحضر من راهى نيست).
داستانى از جنگ بدر
٥٦٣-
از ذريح از امام صادق (ع) گويد چون قريش بجبهه بدر آمدند و فرزندان عبد المطلب را هم با خود آوردند طالب بن أبى طالب (برادر على (ع)) بهمراه آنان بيرون شد و رجزخوانان قريش برآمدند و رجزخوانى آغاز كردند و طالب بن أبى طالب هم اين رجز را سرود:
|
پروردگارا گر بجنگد طالب |
در تيپ اين تيپان بىمناسب |
|
|
همراه تيپى چيره و محارب |
او را بكن مسلوب غير سالب (١) |
|
او را بكن مغلوب غير غالب (٢) (١) يعنى جامه تن او را ببرند و جامه تن دشمن را نبرد (٢) يعنى تا هميشه شكست خورده بماند و بپايد