ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٥٢ - ٥٨٢
٥٨٠-
از مرديكه گويد مردى خدمت امام صادق (ع) رسيد و هر دو چشمش درد ميكرد و از هر دو چشمانش شكايت داشت.
امام (ع) فرمود: تو چرا از اين سه جزء استفاده نميكنى و چشم خود را با آنها درمان نمىنمائى؟ صبر و كافور و مر- آن مرد اين معالجه را كرد بهبود يافت و درد چشم او رفت.
شرح-
از مجلسى ره- در اين حديث يك سرمه سودمند و آزمايش شده آموخته است.
٥٨١-
از جميل بن صالح گويد بامام صادق (ع) گفتم ما يك دختركى داشتيم كه اختران را به بزرگى يك سبو مىديد.
فرمود: بسيار خوب اكنون آنها را باندازه يك دانه مىبيند گفتم چشمش ضعيف شده، فرمود:
صبر و مر و كافور را سرمه كن و بچشم او بكش اجزاء آن برابر هم باشند و ما چشم او را بدان سرمه كشيديم و براى او سودمند بود.
٥٨٢-
از محمد بن فيض از امام صادق (ع) فرمود من نزد أبى جعفر بودم يعنى دوانقى و يك بسته براى او آمد و آن را گشود و آنچه در آن بود ديد و چيزى از آن برآورد و گفت اى أبا عبد اللَّه (خطاب بامام صادق (ع) است) آيا ميدانى كه اين چيست؟
من گفتم چيست؟ منصور گفت اين يك بسته دوائيست كه از پشت افريقيه از طنجه يا طبنه، ترديد از محمد است (راوى حديث) گفتم آن چى است؟ گفت در آنجا كوهى است كه در يك سال چند قطره از آن مىچكد و خشك مىشود و آن براى سفيدى چشم خوبست اين را بچشم ميكشند و آن سفيده ميرود باذن خدا عز و جل گفتم آرى من آن را ميشناسم و اگر خواهى تو را از نام و حال آن خبر دهم؟