ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩١ - ٥٤٨
گويد: مردم برخاستند و مناقب على را دنبال هم گفتند و رده كردند، عبد اللَّه گفت من خود همه اين مناقب و فضائل را از اين حاضران بهتر روايت دارم و همانا دعوى من اينست كه على پس از اينكه بتحكيم حكمين رضا داد كافر شد- تا در ضمن بيان فضائل على (ع) رسيدند بحديث خيبر:
«بامدادان پرچم را بدست مردى سپارم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند يورش بر است و گريزنده نيست و بر نميگردد تا خدا بدست او پيروزى بخشد و فتح كند».
امام باقر- رو بعبد اللَّه بن نافع- در باره اين حديث چه ميگوئى؟
عبد اللَّه بن نافع- اين حديث درستست و شكى ندارد ولى او پس از آن كافر شده است.
امام باقر (ع)- مادرت بر تو بگريد بمن بگو كه خدا عز و جل روزى كه على بن ابى طالب (ع) را دوست داشته ميدانسته كه اهل نهروان را ميكشد يا نميدانسته؟
ابن نافع- دوباره براى من بفرمائيد.
امام باقر (ع)- بمن بگو خداوند عز و جل كه على بن ابى طالب را روزى كه دوست ميداشت ميدانست كه اهل نهروان را ميكشد يا نميدانست.
ابن نافع- با خود گفت اگر بگويم: نه، كافر ميشوم گويد در پاسخ گفت خدا ميدانست.
امام باقر (ع)- خدا او را دوست داشت كه فرمان او را برد يا براى اينكه او را نافرمانى كند.
ابن نافع- براى اينكه فرمانبرى او كند (پس كشتن نهروانيان اطاعت خدا عز و جل بوده است).
امام باقر (ع)- اكنون محكوم و شرمنده برخيز و برو- او برخاست و ميگفت (١٨٧- البقرة) تا براى شما روشن شود ريسمان سفيد از ريسمان سياه از سپيدهدم، (١٢٤- الانعام) خدا داناتر است كه در كجا مقرر دارد رسالت و پيامبرى خود را (و چه كسيرا براى آن انتخاب كند)