ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢٨ - ٥٥٩
شيعه گويند احدى از پدران پيغمبر و نياكانش كافر نبوده و منكرند كه پدر ابراهيم كافر باشد و آزر را عم او دانند نه پدر او و چند دليل آوردهاند، و بعد از ذكر كلام رازى از طبرسى نقل كرده كه شيعه اتفاق دارند بر اينكه پدران انبياء كافر نباشند و سپس گويد:
من گويم- اخبارى كه از طرق شيعه دلالت دارند بر مسلمان بودن همه پدران پيغمبر بسيارند و بلكه متواترند و در خصوص پدر ابراهيم اخباريست و اجماع شيعه را بر اين موضوع از گفته موافق و مخالف دانستى و اين خبر صريحست كه پدرش آزر بوده است و شايد از راه تقيه وارد شده باشد و بسط گفتار در اين باره و در سائر خصوصيات داستان ابراهيم موكول است بكتاب بزرگ ما (بحار الانوار).
قوله
«يشب في اليوم
الخ» ممكنست اين كلام بر وجه حقيقت نباشد و مقصود اين باشد كه نمو او بسيار سريع بوده است و اين گونه تعبير شايعست.
مبارزه و محاجه ابراهيم (ع) با نمرود
٥٥٩-
از حجر از امام صادق (ع) فرمود: ابراهيم با قوم خود مخالفت ورزيد و از معبودان آنها نكوهش كرد تا او را نزد نمرود بردند و با او محاكمه كرد، ابراهيم باو گفت:
(٢٥٨- البقره)- پروردگار من آن كس است كه زنده كند و بميراند.
نمرود- من هم زنده كنم و بميرانم.
ابراهيم- راستى كه خداوند خورشيد را از مشرق برمىآورد پس تو آن را از مغرب بر آور و آنكه بخدا كافر بود مبهوت و درمانده شد و خدا قوم ستمكار را رهبرى نكند.
امام باقر (ع) فرمود معبودان آنها را عيب و نكوهش كرد و نگاهى باختران نمود و گفت من بيمار هستم.
امام باقر (ع) فرمود: بخدا سوگند بيمار هم نبود و دروغ هم نگفت- و چون او را گذاشتند و رفتند براى انجام عيدى كه داشتند ابراهيم يك تبر برداشت و نزد معبودان آنها رفت و همه را شكست جز همان بت بزرگ كه داشتند و تبر را بگردن او نهاد و آنان نزد معبودان خود برگشتند و نگاه كردند كه با آنها چه شده است.