ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤ - ٢٥٦
هرگز؛ پس از آن گفت: اى سيف هر گاه اين باشد ما خود نخست كسى باشيم كه او را اجابت كنيم.
هلا كه آن مرد يكى از عموزادگان ما است گفتم از كدام عموزادههاى شما؟ گفت مردى از فرزندان فاطمه (ع) سپس گفت اى سيف اگر نبود كه من شنيدم آن را ابو جعفر محمد بن على (ع) ميگفت اگر همه اهل روى زمين آن را باز مىگفتند و روايت ميكردند قبول نداشتم ولى او محمد بن على است.
٢٥٦-
از ابى بصير كه گويد من با امام باقر (ع) در مسجد نشسته بودم كه بناگاه داود بن على بهمراه سليمان بن خالد و ابو جعفر عبد اللَّه بن محمد ابو الدوانيق (منصور عباسى) آمدند و در يك گوشه مسجد نشستند پس بآنها گفته شد، اينكه نشسته محمد بن على است و بيدرنگ داود بن على و سليمان بن خالد برخاستند و خدمت امام باقر (ع) آمدند و بر آن حضرت سلام دادند امام باقر بآنها فرمود چه چيز جلو جبار شما را گرفت از اينكه نزد من آيد و آنان نزد وى پوزش او را خواستند در اين جا امام باقر (ع) فرمود:
هلا بخدا كه چندان شب و روزى نگذرد تا او ميان دو قطر زمين را بدست آرد و مالك شود (يعنى دو سوى مشرق و مغرب) سپس مردان روزگار بدنبال او افتند و سپس همه گردنكشان در برابر او رام و سر بزير شوند سپس سلطنتى سخت و پا برجا بدست آرد.
داود بن على به او گفت راستى سلطنت ما پيش از سلطنت شماها است؟ فرمود آرى اى داود راستى كه ملك شماها پيش از ملك ماها است و سلطنت شماها از سلطنت ما پيشتر است.
داود بن على بآن حضرت گفت: اصلحك اللَّه مدتى هم دارد؟ فرمود آرى اى داود بخداوند در برابر