ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٨ - شرح
بلكه ذراعى است كه براى مساحت و اندازهگيرى رسميت داده و مقرر كرده است و بنا بر اين دو وجه دارد:
الف- ذراع مردانه آدم غير از ذراع رسمى زنانه حواء بوده است از اين جهت مقدار طول هر كدام را بذراع معتبر در نزد خود مقرر كرده است.
ب- ذراع رسمى يكى بوده ولى نسبت طول هر كدام را بذراع خود داده است براى قرب مرجع ضمير.
٦- مقصود اين باشد كه بجبرئيل دستور رسيد آدم را باندازهاى بفشارد كه طول قامت اوليه او هفتاد ذراع باشد بذراعى كه بعد از فشار و اصلاح قامت پيدا ميكند و همچنين طول قامت اوليه حواء ٣٥ ذراع باشد بذراع خودش كه پس از فشار پيدا ميكند پس مقصود از طول طول اول است و مقصود از ذراع ذراع دوم و طول اوليه بذراع بعد از فشار اندازه شده است.
و در كلام شبه قلبى است و مقصود اينست كه در اصلاح قد او بايد ذراعش يك هفتادم طول قامت اوليه او گردد (و بنا بر اينكه قامت معتدل سه ذراع و نيم است) و ٢٠ ٥/ ٤: ٧٠ قامت دوم آدم يك بيستم قامت اوليه بوده است و اگر نظر ببرخى اخبار قامت دومى او شصت ذراع باشد قامت اوليه برابر است با: ١٢٠٠ ٢٠^ ٦٠ ذراع).
و مانند چنين كلامى در محاورات معمولى هست و تكلف آن بيش از تكلف در برخى وجوهى كه افاضل ارجمند گفتهاند نيست و بنا بر اين نسبت قامت اول بدوم هم معلوم مىشود زيرا طول قامت مستوى الخلقة ٣ ذراع و نيم است بذراع خودش و هر گاه طول قامت اوليه هفتاد برابر اين ذراع بعدى باشد نسبت قامت دوم بقامت اوليه نسبت يك است بيست يعنى نيم عشر و جواب مطابق سؤال است زيرا ظاهر اينست كه غرض سائل فهم طول قامت اوليه است و شايد طول قامت دوم را ميدانسته است چون ميان اهل كتاب و محدثان عامه معروف بوده كه از پيغمبر روايت كردهاند كه شصت ذراع بوده است و با درستى اين روايت بانضمام شرح ما در حل خبر كتاب معلوم مىشود كه طول قامت اول ١٢٠٠ ذراع بوده است بذراع مردمى كه در زمان پيغمبر (ص) بودند يا بذراع آدميزادههاى دوران خود آدم (ع).
٧- آنچه بخاطر من آمد و سپس ديدم از يكى اساتيد فاضل ما هم نقل شده است و آن اينست باء در كلمه بذراعه براى ملابسه است نه مقابله يعنى طول قامت آدم و طول ذراعش بر اثر فشار كوتاه شد تا با هم تناسب داشته باشند و ذراع را از ميان ديگر اعضاء يادآور شده است براى آنكه فشا بر قامت شامل آن نمىشود و بنا بر اين مقصود از ذراع ذراع معاصران خود آدم بوده يا معاصران صدور روايت و اين وجه نزديك بفهمى است.
٨- بذراعه راجع بجبرئيل باشد يعنى قامت او را برابر هفتاد ذراع خودش كرد در صورتى كه بشكل بشرى مجسم شود تا او را بفشارد و مخفى نيست كه اين توجيه دور از فهم است بدو وجه:
الف- منطبق با عبارت حديث كتاب نيست زيرا ظاهر اينست كه صير امر است و خطاب بجبرئيل (ع) است و بنا بر اين بايد بذراعك گفته شود (او را ٧٠ ذراع خودت گردان) و اگر بصيغه ماضى خوانده شود با تكلف درست درآيد.