ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩ - شرح
قوله
«لم يقم على شبهة هامده»
يعنى در امر دين بشبهه كاسدى نپايد بلكه دنبال حقيقت گردد تا بسر حد يقين و معرفت كامل رسد و حاصل اينست كه انسان از سلوك راه ديانت و ايمان بگردنههاى شبهه و ترديد برخورد و اگر در دره پيچ و خم آنها بماند بجائى نرسد و اگر بكمك خداوند در پرتو خرد از آنها بگذرد بجهان يقين و حقيقت رسد پايان نقل از مجلسى ره.
و چه خوش گفته است حافظ شيرازى ره:
|
تو كز سراى طبيعت نميروى بيرون |
كجا بكوى حقيقت گذر توانى كرد |
|
قوله
«و يطلب الحادث)
- يعنى حكم هر واقعه تازه را از ناطقى كه از امام بحق روايت كند جستجو كند.
قوله
(و باى شىء جهلتم ما انكرتم»
دو وجه دارد:
١- مقصود نفى و انكار روش ضلالت باشد يعنى شما به راهنمائى ائمه (ع) روشهاى ضلالت و گمراهى را منكر شديد و راه درست و راست را فهميديد و بايد برشته هدايت آنان بچسبيد اگر خواهيد مؤمن باشيد.
٢- مقصود نادانى و بىمعرفتى باشد يعنى بخود اندر شويد و بينديشيد كه آنچه را ندانيد چرا ندانيد؟ اين نادانى شما نتيجه كوتاهى و تنبلى شما است در دانشجوئى و رجوع برهبران حق خود و توجه كنيد كه آنچه را دانستيد چرا دانستيد؟ آن را ندانستيد جز براى دانشى كه از ائمه (ع) بشما رسيده است و اگر مؤمن باشيد بوسيله آنها معرفت آموختيد.
فاضل استرآبادى گويد اين حديث شريف ناظر است بدان چه در توقيع امام مهدى (ع) است و آنچه در كلام پدران پاك اوست (ع) كه فرمود اما آنچه تازه رخ دهد در باره آن براويان احاديث ما مراجعه كنيد زيرا آنها حجت منند بشما و من حجت خدايم بر آنها و گفته ايشان كه: علماء ورثه پيغمبرانند و گفته ديگرشان كه:
ما علمائيم و شيعيان ما دانشجويانند.
پيروزى حق بر باطل
٣٣٤-
امام صادق (ع) فرمود: هيچ باطلى در برابر حق نايستد جز اينكه حق بر باطل چيره گردد و پيروز شود و اين است معنى قول خدا عز و جل (١٨- الأنبياء) بلكه حق را برافكنيم بر باطل تا آن را ميخكوب كند و بناگاه آن باطل از ميان رفته و نابود است.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«الاغلب الحق على الباطل»
يعنى حق روشنتر و آشكارتر و مستدلتر است و بدين رو حجت هر حقى بر باطل تمام است براى خلق.
قوله تعالى فَيَدْمَغُهُ بيضاوى گفته يعنى آن را محو كند و كلمه قذف را كه بمعنى پرتاب كردن بسيار دور است در اينجا آورده براى بيان شدت عمل و دمغ شكستن مغز است تا آنجا كه پرده آن پاره شود و بجان كندن كشد و اين مجسم كردن ابطال و محو ناحق است.