ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٢ - ٤٥٧
كند يا از همه مردم دعوت كرد تا با او بيعت كنند و از او پيروى كنند و با او همراهى كنند و امير- المؤمنين (ع) در زمان او جز بر طبق قرآن عمل نكرد و با او در هيچ بدعتى موافقت نداشت پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- ظاهرا مضمون اين حديث گوشهايست از حديث معروف و مسلم اسلامى كه پيغمبر (ص) در باره امير المؤمنين (ع) فرمود:
يا على انت منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى يعنى اى على (ع) تو نسبت بمن چون هرون باشى نسبت بموسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نيست- معنى جامع و كلى اين حديث كه از قطعيات اسلام است و يكى از مضامين درخشان جوامع الكلم پيغمبر اسلام است اثبات عموم مقامات و احوالات هرون است براى امير المؤمنين جز مقام نبوت كه از آن استثناء شده و يكى از احوالات او همين مظلوميت بود در برابر نيرنگ سامرى و بدعت گوساله گوسالهپرستى كه در محيط اسلامى باين صورت درآمد.
حديث ابى ذر رضى اللَّه عنه
٤٥٧-
از مردى كه امام صادق (ع) فرمود: آيا بشما خبر ندهم كه مسلمان شدن سلمان و ابو ذر چگونه بوده؟
آن مرد راه خطا و گستاخى گرفت و گفت اما اسلام آوردن سلمان را كه من دانستم شما از اسلام آوردن ابى ذر بمن گزارش دهيد.
امام فرمود: راستى ابا ذر در دره مر بود (درهاى است در يك منزلى مكه) و رمه گوسفندان خود را ميچرانيد و يك گرگى از سمت راست رمهاش آمد و آن را با عصاى خود راند و آن گرگ از سمت چپش آمد و آن را با عصاى خود راند سپس ابو ذر باو گفت من گرگى خبيثتر و بدتر از تو نديدم آن گرگ گفت بخدا سوگند بدتر از من اهل مكه هستند كه خداوند عز و جل پيغمبرى بسوى آنها گسيل داشته و او را دروغزن دانسته و دشنام دادند.
اين سخن در گوش ابو ذر جا كرد و بهمسرش گفت توشهدان و ابزار سفر و عصاى مرا بياور