ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٢ - ٥٤٢
آيد شاگردان ابليس و شياطين خود را گرد آورد و باد در بينى كند و سوت كشد و دست برد بر خود زند و بآنها گويد نه هرگز پنداشتيد كه مرا بر آنها راهى نيست چگونه ديديد كه با آنها چه كردم؟
تا امر خدا عز و جل و طاعت او را و آنچه را رسول خدا (ص) بآنها فرمود واگذاردند و مخالفت كردند.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«فخصموهم بحجة على ع»
يعنى اين سه بر انصار پيروز شدند بدليل خلافت على (ع) زيرا دليل آنها قرابت با رسول خدا (ص) بود و على از همه برسول خدا (ص) نزديكتر بود.
نمايش ابليس در روز غدير خم
٥٤٢-
از جابر از امام باقر (ع) فرمود: چون رسول خدا (ص) در روز غدير دست على (ع) را گرفت ابليس در ميان لشكر خود چنان فرياد و شيونى كشيد كه در بيابان و دريا كسى از آنان نماند جز اينكه گرد آمد و گفتند اى آقا و مولا چه بر سر شما آمده ما هرگز شيونى از تو هراسناكتر از اين شيون نشنيديم.
در پاسخ آنان گفت اين پيغمبر كارى كرد كه اگر براى آنان درست درآيد و مجرى شود هرگز خدا نافرمانى نشود.
گفتند اى آقا تو آدم را (در بهشت) فريب دادى و چون منافقان گفتند كه آن حضرت از روى دلخواه و هواى نفس سخن ميگويد و يكى بديگرى گفت آيا نه بينى كه دو چشم آن حضرت در سرش ميچرخد و گويا ديوانه شده و مقصودشان رسول خدا (ص) بود، ابليس فرياد شادى برآورد و دوستانش جمع شدند و گفت آيا ندانيد كه من پيش از اين براى آدم در مقام برآمدم؟ گفتند چرا گفت آدم عهد شكست و بخدا كافر نشد و اينان عهد شكستند و برسول خدا (ص) كافر شدند.