ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢١ - مقاله هيجدهم - معراج
ما ميگوئيم كه بازرسان جو و فلسفهدانان امروزه كائنات جويه مشكل امتناع را از پيش پا بر داشتند و باب امكان عروج باعماق فضا را در برابر بشر گشودند و آرزو دارند كه روزى بكرانههائى از فضا برآيند و بقعر عميقى از جو برسند و بكرات بالا فرود آيند و بآفاق آسمان بياويزند و باختران و خورشيدها و سيارات بياميزند.
محمد (ص) امور خارق طبيعت آورد و معجزات هويدا كرد و چون باين كرات بالا رفت كه دانش تازه بشر آنها را مسكن موجودات زنده عنصريه شناخته و گفته در برخى شهرهاى آبادان و در بعضى بيابانهاى تهى و بىپايانست و داراى هوائى هستند كه موجود زنده در آن بپايد كارى نكرده كه در نزد خرد محال باشد و اگر چه عادت بشرى از اتيان بمانند آن عاجز است چنانچه معنى اعجاز همين است و قدرت يك پيغمبر كامل از آن برخوردار است.
اگر كسى بپرسد كه چون قضيه معراج امر نامشهوديست براى بشر و سريست ميان خدا و پيغمبر تحدى بدان صورت نگيرد و استدلال بدان ميسر نيست و جز باخبار خود پيغمبر راه فهمى ندارد و جز كسى كه باو ايمان دارد آن را نپذيرد پس چگونه از معجزات آن حضرت شمرده شده و چه اثرى در دعوت اسلامى او دارد.
ما در جواب گوئيم معراج متضمن گردشى است در زمين بفاصله يك چشم بهمزدن از مسجد الحرام تا مسجد اقصى و متضمن يك گردش آسمانى از مسجد اقصى تا فراز آسمانهاى بلند و مرحله نخست براى مردم بنشانهها و علامات قابل فهم است چنانچه آن حضرت نشانيهاى بيت المقدس را بكسانى كه آن را زيارت كرده بودند داد و تصديق كردند و جمعى از مسافران را در راه ديد و او را ديدند و باين اعتبار معجزه است و شايد سر اكتفاء قرآن در گزارش از معراج ببيان همين مرحله زمينى آن همين باشد، كه در سوره الاسراء فرمايد «منزه باد آنكه بنده خود را در يك شب از مسجد الحرام بمسجد اقصى برد آنجا كه ما گردش را بركت داديم.
و اما مرحله دوم كه سير آسمانى است يك احتفال قدسى عرشى است كه عظمت سفارت محمد (ص) مقتضى آنست و در آنجا با پيغمبران گذشته و فرشتههاى بزرگ ملاقات كرده و در آنجا بساط ملكوت و آستان عظمت مالك الملوك و آثار جمال و جلال او را مشاهده كرد.
٢- معراج و حضور در حفله كرامت الهيه از مختصات محمد (ص) نيست بلكه هر كدام از صاحبان نبوتهاى عامه را در دوران نبوت خود يك سفر روحانى است بلقاء خداوند كه معراج آنان محسوبست و اگر چه با هم اختلاف درجه دارند و سير آنان هم مختلفست و اختلاف حدود سير آنها بحسب اختلاف مراتب و درجات آنها است بدرگاه خدا و بايد معراج را يك روش عمومى اين پيغمبران بزرگ شمرد كه معرف موقعيت رسالت آنها است نزد خداوند و مراتب فضل آنها از آن بدست آيد.
و قرآن معراج پيغمبر (ص) را در ضمن آياتى بيان كرده است.
١- (١- الاسراء) چنانچه گذشت.
٢- (٤٥- الزخرف) بپرس از آنها كه پيش از تو از رسولان خود فرستاديم آيا در برابر رحمان معبودى مقرر ساختيم كه پرستيده شود؟
٣- (١- ١٨- النجم) طبق برخى از تفاسير.
و شايسته است كه شخص مؤمن بطور اجمال معتقد بمعراج پيغمبر (ص) باشد و از بررسى و