ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٤ - ٥٤٦
٥٤٤-
از زراره از يكى از همان دو امام (ع) گويد رسول خدا (ص) فرمود: اگر مرا ناگوار نبود كه بگويند محمد بمردمى يارى جست تا چون بدشمنش پيروز گرديد آنها را كشت من گردن مردم بسيارى را ميزدم.
٥٤٥-
از ابان بن تغلب از امام صادق (ع) فرمود كه مسيح (ع) ميگفت راستى آنكه زخم زخمدارى را درمان نكند بناچار شريك كسى است كه باو زخم زند براى اينكه زخمزننده تباهى حال زخمدار را خواسته و آن كسى هم كه درمان او را از دست هشته صلاح و بهبودى او را نخواسته و بلكه تباهى او را خواسته بطور قهر و اضطرار.
همچنين حكمت را بغير اهلش بازمگوئيد تا نادانى كرده باشيد و از اهلش دريغ مداريد تا گنهكار شويد و بايد هر كدام از شماها چون طبيبى باشيد كه درمان ميكند در صورتى كه براى داروى خود محل مناسبى بيند و گر نه دست بازدارد.
٥٤٦-
از احمد بن عمر گويد من با حسين بن ثوير بن ابى فاخته خدمت امام رضا (ع) شرفياب شدم و باو گفتم قربانت ما در وسعت رزق و خوشى و خرمى حال بوديم و اكنون تا اندازهاى وضع ديگرگونه شده است تو از خدا عز و جل بخواه كه آن را بما بازگرداند.
فرمود شماها چه ميخواهيد؟ ميخواهيد ملوك باشيد؟ آيا تو را خوش آيد كه چون طاهر و يا هرثمه باشى و بر خلاف مذهبى باشى كه اكنون دارى.