ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٢ - شرح
احاديثى در اخلاق
٢٧٦-
از فضيل بن يسار كه امام باقر (ع) فرمود: هر گاه ديدى ندارى و بينوائى و نيازمندى فزون شدند و مردم يك ديگر را باز نشناختند در اين حال منتظر امر خدا عز و جل باش (يعنى ظهور امام قائم (ع)- از مجلسى ره).
گفتم: قربانت من ندارى و نيازمندى را مىفهمم ولى اينكه ميفرمائيد مردم يك ديگر را نشناسند يعنى چه؟ فرمود مقصود اينست كه مردى از شماها نزد برادر خود آيد و از او حاجتى خواهد و او بوى بنگرد با چهرهاى ناشناس بجز آن چهره برخوردى كه با او داشت و با او بزبانى سخن گويد كه جز زبانى است كه با او سخن ميكرد.
٢٧٧-
از على بن الحسين (ع) از پدرش از جدش كه فرمود: روزى بحماقت واگذار است و نوميدى و حرمان بخردمندى و بلا را هم بصبر واگذاردند.
شرح-
از مجلسى «ره»- قوله
«و كل الرزق بالحمق»
يعنى احمق در بيشتر اوقات روزى فراوان دارد و مرد خردمند و عاقل محروم است و زندگى بر او تنگ است پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- ابن خلدون در مقدمه خود اين اصل وسعت روزى احمق و محروميت خردمندان و دانشمندان را بر پايه يك اصل اجتماعى استوار دانسته است و براى ثابت كردن آن فصولى پرداخته است كه ما برخى از سخنان او را در اينجا نقل ميكنيم:
در صفحه ٤٣٦ ط مصر در فصل اينكه:
(سعادت و كسب منحصر است در غالب باهل خضوع و تملق و اين خضوع و تملق از اسباب سعادت است) چنين گويد و كشاورزان و صنعتگران در غالب وقتى جاه و اعتبار ملوكى ندارند بيشتر اوقات بفقر و بىنوائى خواهند افتاد و داراى ثروت نتوانند شد و قوت لا يموت بآنها رسد زيرا جاه و ثروت باهم مقرونند و بذل جاه و منصب از دست بالا است و كسى كه آن را طالب است بايد خضوع و تملق نسبت بصاحب جاه داشته باشد تا آن را بوى ببخشد و خواهش آن كند چونان كه از اهل عزت و ملوك خواهش و تقاضا كنند و گر نه بدست آوردن آن متعذر باشد.