ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩ - ٢٧٠
و شعله سر دهد زيرا كه اين هوا بسيار لطيف و آماده احتراق است و اين شعله را برق گويند» و در فيزيك امروزه باد همان جريان تند و كند هوا است كه بوسيله گرم و سرد شدن هوا پديد شود، هوا بر اثر رطوبت و برودت بسته شود و بتعبير ديگر يخ كند و درهم شود و چون گرمشد مانند يخ آب شود و بسط پيدا كند و چون هواى مجاور درياها رطوبت و برودت دارد و هواى بالاى كوهها سرد است پيوسته بمجاورت هواى گرم بسط پيدا كند و جريان پيدا شود و همان بالاى كوهها سرد است پيوسته بمجاورت هواى گرم بسط پيدا كند و جريان پيدا شود و همان وزش باد است و امروز باد را از هواى مجاور درياها شناسند و اين خبر با اين نظر تطبيق شود و شجره بالاى تل كنار دريا كنايه از همان هواى مرطوب و بسته كناره درياها است كه مجاور هواى آزاد و گرم خود مىشود و بواسطه بسطى كه پيدا ميكند بدان فشار مىآورد و در جريان مىافتد و وزش باد پديدار ميگردد و ممكنست گفته شود مقصود از شجر معنى درخت نيست بلكه مقصود بيان همان كشمكش و تشاجريست كه بوسيله بسط هواى مجاور با هواى درياها هميشه وجود دارد و درخت را هم در زبان عرب شجره گويند از اين نظر كه شاخ و برگ آن درهم مىشود و براى بدست آورد جا و هواى تنفس هميشه باهم در كشمكش و ستيزه هستند.
يك پند اخلاقى
٢٦٩-
از مثنى حناط و محمد بن مسلم گويند كه امام صادق (ع) فرمود: هر كه زبانش راست است كردارش پاك است و هر كه نيتش خوبست خدا عز و جل روزيش را بيفزايد و هر كه بخاندان خود خوشرفتارى كند خدا عمرش را دراز كند.
٢٧٠-
از على (ع) كه رسول خدا (ص) فرمود: خدا تبارك و تعالى ميفرمايد بآدميزاده كه:
اگر چشمت با تو در برخى از آنچه بر تو حرام كردهام ستيزه كند من تو را با دو طبقه پلك بالا و پائين بدو يارى دادهام تو آنها را بر هم نه و نگاه مكن.
و اگر زبانت در برخى از آنچه بتو حرام كردم با تو ستيزه كند من تو را با دو طبق لبها بر او يارى كردم آنها را بر هم نه و سخن مگو.
و اگر فرج تو با تو در امر حرامى ستيزه كند من تو را با دو طبق بر او يارى كردم آنها را بهم نه و كار حرامى مكن (دو طبق فرج دو پهلوى رانها است)