ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤٨ - شرح
هم بمانند شماها بشريست و آنچه محمد در باره او آورده است جادو است شما با چشم باز جادو خواهيد شد.
قوله «
اقسم بقبر محمد
» يعنى مقصود از نجم پيغمبر است (ص) چنانچه اخبار بسياريست كه مقصود از قول خدا تعالى. وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ- ائمه است و پيغمبر- و مقصود از هبوط نجم و سقوطش مرگ آن حضرت است و نهان شدن او در زير خاك يا صعود روح مقدس او به درگاه پروردگار پاك.
قوله «
لو انى امرت
» بنا بر تاويلى كه امام (ع) از آيه كرده است در كلام تقديريست يعنى اگر من از آنچه شماها در آن شتاب داريد اطلاعى داشتم و جزاء را تفسير نكرده است چون مطلب معلوم بوده- يعنى كار من و شما تمام مىشد زيرا كفر شما پديدار ميشد و قتل شما واجب مىگرديد.
قوله
«فكان مثلكم»
اين بيان حال آنها است وقتى پيغمبر از ميان آنها برود و بگمراهى افتند و باين وسيله اشاره بتاويل خوبى براى آيه ديگر كرده است و همانندى كامل آنها را بيان نموده و آن آيه در وصف منافقانست آنجا كه فرمايد مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ كه مقصود پرتو گرفتن زمينست از نور محمد (ص) كه علم و هدايتست و استدلال كرده است كه مقصود در اينجا نور محمد است باينكه خدا در همه قرآن شمس را نمونه رسول آورده و بدان نسبت ضياء داده و از وصى تعبير بقمر كرده و نور را بدان نسبت داده پس ضوء از آن رسالتست و نور از آن امامت و همانست كه خدا فرموده است:
جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً و بسا كه براى آن بتوان مناسبتى يافت از اينكه گفتهاند ضياء در پرتو بخش بالذات آيد چون خورشيد و منير در پرتو بخش بوسيله غير چون ماه كه پرتو از خورشيد گيرد و باين مناسبت نور را نسبت بقمر دهند زيرا پرتو خود را از خورشيد ميگيرد و چون نور اوصياء از نور انبياء است و علمشان از علم آنان، از علم وصى بنور تعبير شده و از علم نبى به ضياء.
و بتاويل آيه ديگر اشاره كرده است و آن قول خدا تعالى است وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ كه اين اشاره است بدرگذشت پيغمبر (ص) و غروب خورشيد رسالت كه مردم بتاريكى افتند مگر آنكه خود را در پرتو قمر ولايت كشند و سپس اشاره به دنبال آيه سابقه كرده و فرموده مقصود از آن بردن نور رسالتست بقبض روح پيغمبر (ص) كه تاريك شده و نتوانستند فضيلت اهل بيت را بنگرند و اينكه پس از آن آيه وَ إِنْ تَدْعُهُمْ را آورده دو وجه دارد:
١- مقصود اين باشد كه اين آيه در شان امت اسلامى پس از مرگ پيغمبر (ص) نازل شده است كه نور آنان رفته و چونان كسانى شدند كه در تاريكى بودند نگاه ميكردند و حقيقت را نمىديدند.
٢- بر سبيل تنظير ذكر كرده باشد يعنى چنانچه در زمان رسول (ص) خدا از حال جمعى خبر داد كه حقرا ترك كردند و گمراهى را اختيار نمودند و خدا نور هدى را از گوشهايشان برد و از ديدههايشان و طورى شدند كه گوش داشتند و نداى حقرا نميشنيدند و چشم داشتند و حقرا چنانچه بايد نمىديدند همچنان اينان پس از رفتن نور وجود پيغمبر (ص) چشم داشتند و حقرا نديدند ..