ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨١ - ٥٤١
كرد بشير بن سعد و ابو عبيدة جراح بود سپس عمر و سپس سالم.
فرمود: من از تو از اينها نپرسيدم ولى ميدانى چون بر منبر رسول خدا (ص) بالا رفت نخست كسى كه با او بيعت كرد چه كسى بود؟
گفتم: نه، ولى پيره مردى را ديدم كه بر عصايش تكيه زده بود و ميان دو چشمش اثر سجده كوشائى بود (پينه بستهاى) و او اول كس بود كه بر منبر برآمد و ميگريست و مىگفت سپاس خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا تو را در اينجا ديدم دست بده و او دست گشود تا با او بيعت كرد و فرود آمد و از مسجد بيرون رفت.
على (ع) فرمود: ميدانى او چه كس بود؟ گفتم نه، گفتار او مرا بد آمد گويا بمرگ پيغمبر سرزنش ميكرد.
امام (ع) فرمود: او ابليس لعنه اللَّه بود رسول خدا (ص) بمن خبر داد كه ابليس و سران اصحابش نگران بودند كه رسول خدا (ص) در روز غدير خم مرا بامر خدا عز و جل بامامت و خلافت بر مردم و براى مردم نصب كرد و معين نمود و بآنها خبر داد كه من نسبت بآنها از خود آنها اولى و احق هستم و بآنها فرمود تا حاضران بغايبان برسانند و همه سران و شيطانهاى ابليس گرد او آمدند و گفتند راستى كه اين امت مرحوم و معصوم از گناهند و تو را و ما را بر آنها راهى نيست بتحقيق كه پيشوا و پناهگاه خود را پس از پيغمبر دانستند و شناختند ابليس دلشكسته و اندوهگين از آنجا رفت و رسول خدا (ص) بمن گزارش داد كه اگر وفات كند مردم راستى كه با ابو بكر بيعت كنند پس از اينكه در زير سقيفه بنى ساعده با هم ستيزه كنند سپس بمسجد آيند و نخست كس كه بر روى منبر من با او بيعت كند ابليس ملعونست در صورت پيرهمردى كه دامن بكمر زده و چنين و چنان مىگويد و سپس بيرون