ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٣ - شرح
جواب داد بر روى ماهى است بيان كرديم كه بنا بر وجهى مقصود از ماهى نيروى دافعه است و امام كلمه حوت را رمز نيروى دافعه آورده است زيرا در آن تاريخ اصطلاح نيروى دافعه مجهول و در خور فهم عمومى نبوده است.
و بنا بر اين ممكن است حوت كوچكى كه آن را بكمتر از يك وجب و درشتتر از يك فتر تعبير كرده است رمز حادثه ميلان محور باشد زيرا دانشمندان امروز بعلاوه از حركت وضعى زمين كه پايه پديد شدن شب و روز است و حركت انتقالى آن در يك مدار بيضى كه پايه فصول اربعه است و تحولات جوى ديگر براى زمين يك حركت افقى كشف كردهاند كه از آن تعبير بميلان محور كنند و معتقدند كه زمين با يك حركت بسيار كند و نامنظم مانند يك قرقروك بدور خود ميچرخد و بر اثر اين حركت در دوران بسيار طولانى كه برخى آن را به بيش از چهل هزار سال تخمين زدهاند دو قطب جاى خود را عوض ميكنند و نقطه قطب شمال بجاى قطب جنوب قرار ميگيرد و نقطه محاذى قطب جنوب بجاى قطب شمال و بنا بر اين نسبت اين حركت بمدار كمربندى زمين كه در سطح يك دائره عظيمه معدل النهار است و مركز نيروى دافعه است همان نسبت كمتر از يك وجب است بآن دائره بزرگ و ممكنست گفته شود ميلان محور بر اساس يك حركت منظمى نيست و گاه گاه بر اثر تحولات جوى زمين تحت تأثير قرار مىگيرد و بگرد خود چرخى ميزند و با اين جمله كه:
«هر گاه خدا عز و جل خواهد زمين بلرزد آن حوت كوچك را بسوى اين حوت بزرگ ميفرستد و چون چشم او بدان حوت افتد پريشان شود و زمين بر خود بلرزد» به اين حقيقت اشاره كرده است.
٣٦٦-
از تميم بن حاتم گويد: ما با امير المؤمنين (ع) بوديم و زمين پريشان شد و آن حضرت با دست بدان اشاره كرد (بدان كوبيد خ ب) و سپس فرمود: آرام باش تو را چه شده است؟ سپس رو بما كرد و فرمود:
هلا اگر اين پريشانى همان بود كه خدا عز و جل گفته است از من پذيرا ميشد (آرام ميشد) ولى اين پريشانى آن پريشانى موعود نيست.
شرح-
از مجلسى ره- قوله (ع)
«لاجابتنى»
يعنى اگر اين لرزش براى رستاخيز بود كه خداوند در سوره الزلزال خبر داده است بر اثر خواست من آرام ميشد و روز رستاخيز بتأخير مىافتاد هنگامى كه از او ميپرسيد تو را چه شده است؟
(و سپس مرحوم مجلسى ره در اين زمينه روايتى از كتاب علل شيخ بزرگوار صدوق نقل كرده است).