ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٥ - شرح
فرمود: شهادت بده كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و محمد رسول خدا است (ص) گويد شهادت دادم و مرا بخانهاى برد كه رسول خدا (ص) در آن بود و سلام كردم و نشستم رسول خدا (ص) بمن فرمود: چه كارى دارى؟ گفتم آن پيغمبرى كه ميان شما مبعوث شده است ميخواهم؟
فرمود: با او چه كارى دارى؟ گفتم باو بگروم و او را تصديق كنم و مرا بچيزى فرمان ندهد جز اينكه فرمان او را ببرم فرمود شهادت بده كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و باينكه محمد رسول خدا است من گفتم اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه.
پس فرمود بمن رسول خدا (ص) اى ابا ذر تو اكنون بوطن خود باز گرد كه عمو زاده تو مرده و جز تو وارثى ندارد و مال او را دريافت كن و در خاندان خود بمان تا امر ما ظاهر گردد، فرمود:
ابو ذر برگشت و مال را گرفت و نزد خاندانش ماند تا امر رسول خدا (ص) ظاهر گرديد.
امام صادق (ع) فرمود اين شرح حال ابو ذر بود و مسلمان شدن او (رضي الله عنه) و اما حديث سلمان را كه خود شنيدهاى راوى گفت قربانت حديث سلمان را هم براى من بازگو فرمود تو خود آن را شنيدى و براى بىادبى او آن را بوى باز نگفت.
شرح-
از مجلسى «ره»- و اما كيفيت اسلام سلمان را شيخ صدوق در كتاب كمال الدين بسند خود از پدرش از امام كاظم (ع) بطور تفصيل بيان كرده است (و مجلسى عين آن حديث را در شرح خود نقل كرده است).
و صاحب وافى آن را در روضه وافى درج كرده است.
من گويم- اين حديث را در شرح و ترجمه كتاب كمال الدين شيخ بزرگوار صدوق عليه الرحمه ترجمه نمودم و بوسيله مطبعه اسلاميه چاپ و منتشر شده بدان جا مراجعه شود.