ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩٦ - ٤٧٣
شرح- از مجلسى ره- قوله
«لما رأى ابراهيم ملكوت السموات و الارض»
اين اشاره است به فرموده خدا تعالى (٧٥- سوره الانعام) و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را و براى اينكه بوده باشد از مؤمنان- ملكوت همان ملكست و تاء براى مبالغه است مانند تاء رغبوت از رغبت و تاء رهبوت از رهبت.
ميان مفسران در تفسير اين نمودن اختلافست و دو قول دارد:
١- خدا ملكوت را با ديده وى بوى نمود گفتهاند خداوند آسمانها را در برابرش شكافت تا عرش و كرسى و آنجا كه عالم جسمانى بدان پايان يابد از سوى بالا بچشم ديد و زمين تا سطح آخرين عالم جسمانى برايش شكافته شد، و آنچه عجائب و بدايع در آسمانها بود ديد و هر آنچه عجائب و بدائع در درون زمين بود ديد و از ابن عباس هم بمانند آنچه در كتابست روايت كردهاند.
٢- اين نمايش بچشم دل و خرد بوده نه بچشم سر و حس ظاهر و هر كدام از اين دو ممكنست و دومى با عقل مناسبتر است و اولى با روايت وارده در تفسير آيه چسبندهتر است چنانچه در تفسير امام حسن عسكريست كه رسول خدا (ص) فرمود:
چون ابراهيم (ع) بملكوت بالا برآمد و اينست معنى قول پروردگارم «و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را و تا آنكه از مؤمنان با يقين باشد و خدا چون او را تا زير آسمان بالا برد ديده او را نيرومند ساخت تا هر زمين و هر كه در آن بود از درون و بيرون آن ديد و سپس بمانند آنچه در اين خبر است يادآور شده است.
و صفار در بصائر بچند طريق از امام صادق و امام باقر (ع) در تفسير اين آيه چنين نقل كرده است:
فرمودند: براى ابراهيم هفت آسمان بركنار شد تا ببالاى عرش نگريست و زمين بركنار شد تا آنچه در هوا بود ديد و براى محمد (ص) هم چنين شد و من مىدانم كه براى صاحب الامر شماها و امامان پس از وى هم چنين مىشود و روايت كرده بسند خود از جابر از امام باقر (ع) كه از او پرسيدم از قول خدا وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ الآية.
گويد من سر به زير بودم و به زمين نگاه ميكردم امام دست ببالا بر آورد و بمن فرمود سر خود را بلند كن من سر برداشتم و بسقف نگاه كردم كه از هم شكافته بود تا ديدهام بيك تابش نورى افتاد كه چشمم را خيره كرد.
گويد سپس بمن فرمود: ابراهيم ملكوت آسمان و زمين را چنين ديد تا آخر آنچه را كه ما در كتاب بزرگ خود (بحار الانوار) نقل كرديم و اين دور نيست زيرا ممكنست خداوند موانع رؤيت را در اين حالت از ميان بردارد.
«قوله
كيف تخرج
» اين تفسير قول خدا است كه گفت: كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى يعنى هر گاه اين جانوران همديگر را بخورند و از آن منى پديد آيد و مايه جاندار ديگر گردد آيا اين اجزاء با كدام تن برگردد و مقصود از اين پرسش اينست كه براى مردم آشكار شود.
پاسخ اين شبهه كه ملحدان و منكران معاد بدان چسبيدهاند چون كه گفتهاند اگر آدمى آدمى ديگر را خورد و جزء غذاى او شد و عضو تنش گرديد و مرد اين اجزاء كه خورده شده (يا در تن هر دو برگردند و اين محالست) يا در تن آكل برگردد و يا در تن مأكول و بر هر صورت معاد ديگرى كامل