ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٨ - شرح
را شكستند و با تلاش فراوان جنازه زيد را از آب نهر بيرون كشيدند و پس از چند روز از شهادت او سرش را جدا كردند و شهر بشهر گردانيدند و تنش را بالاى دار كردند، اين عمل فجيع وحشيانه به دستور حكومت مركزى هشام يا وليد و بمباشرت والى كوفه حاكم بر مليونها مردم انجام شد كه امروزه قلمرو حكومت او چند كشور است اين عمل فجيع و وحشيانه در محيطى انجام شد كه از بالاى مأذنههاى آن شبانه روز بانگ اذان بلند بود و فرياد ميزدند اشهد ان محمدا رسول اللَّه.
اين عمل وحشيانه در محيطى انجام شد كه صدها مسجد و حوزه درس قرآن و صدها عالمان قلابى قرآن و سنت مزدور حكومت بنى اميه فرياد دين و مسلمانى مىكشيدند.
انديشه بيشترى در وضع محيط اين جنايت را فجيعتر و دلگدازتر و پر معناتر جلوه مىدهد.
و نتيجه ديگرى كه از آن بدست مىآيد درك تزلزل هر چه بيشتر تخت و تاج بنى اميه است و از تدبر در ارتكاب چنين جنايات وحشيانه بخوبى روشن است كه حكومت ديگر هيچ پيوند و ارتباطى با مردم ندارد و هيچ اتكائى و اعتمادى به آراء عمومى و سنن اخلاقى و رعايت مقررات اسلامى و انسانى ندارد تنها او مانده است با پول و سر نيزه، نقشهاى ندارد جز اينكه مشتى را با پول مزدور خود كند و بوسيله آنها مخالفان را با آتش و آهن از پاى درآورد و بهر جنايتى هر چه هم فجيع و وحشيانه باشد متوسل گردد.
در اين تاريخ حزب شيعه و دستههاى منظم و فعال آن در پرتو تعليمات امام باقر و امام صادق (ع) تا اندازه پخته و بر اثر فشارهاى كشتار و زندان حكومت ستمكار بىرحم بنى اميه آب ديده شده بود سران احزاب شيعه تزلزل و فساد حكومت بنى اميه را بخوبى درك كرده بودند و تا اندازهاى بنيروى ملى خود اميدوار بودند پس از اينكه بنى اميه اين جنايت جانگداز و آتشزاى بر زيد و همراهانش را مرتكب شدند و در افكار عمومى خود را بيش از پيش رسوا ساختند دستجات شيعه گداخته شدند و مشتعل گرديدند و بتوسط سران خود كه بعنوان شوراى مركزى با امام صادق (ع) در تماس بودند امام صادق را سخت در فشار گذاشتند و اجازه خواستند كه انقلاب ضد اموى را رهبرى كنند و براى واژگون كردن حكومت متزلزل بنى اميه بپاخيزند.
در اين تاريخ دستجات بسيارى در گوشه و كنار حكومت وسيع اسلامى وجود داشت كه سران آنها نهضت و تا اندازهاى انقلاب ضد اموى را رهبرى مىكردند و آنها را بشرح زير مىتوان خلاصه كرد:
١- حزب علوى برهبرى سادات بنى حسن كه محمد بن عبد اللَّه حسنى و ابراهيم برادرش در ميان آنها نام و شهرت بسزائى داشتند و اينان از بنى فاطمه بودند و چهره حق بجانب ترى در ميان شيعه داشتند و پيروان زيد بن على پس از شكست وى يكسره بدانها پيوستند و خونخواهى زيد را شعار خويش ساختند و يحيى بن زيد بن على را برهبرى انتخاب كردند.
٢- حزب عباسى كه برهبرى ابراهيم امام فعاليت مىكرد و اينان در اصل استحقاق خلافت كه با قرابت و خاندان نبوتست با شيعه مشترك بودند ولى بمتابعت با يك اصل قلابى كه عصبه پدرى مستحق ميراثند خلافت پيغمبر را از آن عباس عموى پيغمبر مىدانستند و اولاد عباس را كه از نژاد عبد اللَّه دانشمند و صحابى پر عنوان اين خاندان بودند براى خلافت لايق ميشمردند و اينان طرفداران با نفوذ و سياستمدارى در اطراف كشور اسلامى داشتند.