ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٤٠ - شرح
(در اين ميان) سهيل بن عمرو بپسر خود ابى جندل دست انداخت و او را گرفت (او از زندان پدر كه در مكه بود گريخته بود و زنجير بگردن از بيراهه خود را بميان مسلمانان رسانيده بود) و گفت اين اول عمل بقرار داد ما باشد (هنوز عهدنامه امضاء نشده بود) رسول خدا (ص) فرمود و آيا تاكنون حكمى و قراردادى را امضاء كردى؟
سهيل بن عمرو- اى محمد تو هرگز پيمانشكن نبودى (يعنى همان قرارداد شفاهى هم بايد مورد اعتبار باشد).
فرمود: سهيل ابى جندل را كشيد و برد و او فرياد زد يا رسول اللَّه مرا باو تسليم ميكنى؟
رسول خدا (ص)- من در باره آزادى تو شرط بخصوصى نكردم، فرمود كه رسول خدا بدرگاه پروردگار متوجه شد و عرضكرد بار خدايا براى ابى جندل گشايشى مقرر ساز.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«فضرب سهيل»
ابو على طبرسى در مجمع البيان گفته است كه سهيل ماده را چنين طرح كرد:
بشرط آنكه هيچ مردى از ماها نزد تو نيايد گرچه بر كيش تو باشد جز اينكه او را بما برگردانى و هر كس از نزد تو پيش ما آمد او را بتو برنگردانيم.
مسلمانان گفتند سبحان اللَّه چگونه مسلمانى را بدست مشركان بسپارند.
رسول خدا (ص) فرمود: هر كه از ما نزد آنان رود خدايش دور كناد و هر كه از آنها نزد ما آيد او را برگردانيم و هر كه را كه خدا بداند از دل مسلمانست راه چارهاى برايش ميسازد تا آنكه گويد در اين ميان ابو جندل بن سهيل بن عمرو زنجيركشان خود را بصف مسلمانان رسانيد از اسفل مكه گريخته بود و خود را بميان مسلمانان انداخت.
سهيل گفت اى محمد اين اول وفادارى بقرارداد است كه از تو خواستارم او را بمن برگردان و تحويل بده.
رسول خدا (ص)- ما هنوز نامه پيمان را امضا نكرديم.
سهيل- بخدا اگر او را تسليم نكنى بهيچ وجه با تو عقد صلح نبندم.
رسول خدا (ص)- پس سلامتى او را براى من تضمين كن و او را بخاطر من پناه بده.