ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢ - شرح
قوله
«لولا ان يتعاظم الناس ذلك»
يعنى اگر نبود كه مردم آن را بزرگ ميشمردند و بسا كه مايه غلو ميشد در باره آنها.
قوله «قبلا»- فيروزآبادى آن را بر وزن صرد و عنب بمعانى معاينه كردن دانسته است يعنى روبرو.
غربت امام صادق
٢٦١-
از عنبسة بن مصعب گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود بدرگاه خدا عز و جل از تنهائى و پريشانى خود ميان مردم مدينه شكايت مىبرم تا شماها بمدينه بيائيد و شماها را ببينم و بشما انس بگيرم كاش اين پادشاه سركش بمن اجازه مىداد تا در شهر طائف يك كاخى آماده ميكردم و در آن مىنشستم و شماها را هم در آنجا مىدادم و براى او تعهد ميكردم كه هرگز از طرف ما به او بدى نرسد.
شرح-
از مجلسى ره- قوله
«و تقلقلى»
در برخى نسخهها است كه «تقلقى» جوهرى گفته است تقلقل بمعنى جنبش و اضطرابست و گفته است قلق بمعنى تنگدلى است.
قوله
«حتى تقدموا»
يعنى شما از كوفه و از شهرهاى ديگر براى حج بيائيد و من شماها را ببينم و بشما انس گيرم پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم- تدبر در اين حديث گوشهاى از سياست محاصره همه جانبه حكومت ستم كار وقت را نسبت به امام صادق (ع) و دستگاه علم و دانش او بيان ميكند با اينكه امام صادق در دوران اضطراب حكومت وقت خود بوده است.
زيرا مقدارى از عمر امامت آن حضرت در آخر دوران بنى اميه بود كه از هر سو گرفتار شورش و انقلابشده بود و مقدارى از عمر امامت آن حضرت هم آغاز دوران حكومت بنى عباس بود كه تازه كار و نوبنياد بود و هنوز تسلط كامل نيافته و مخالفان سر سختى در برابر خود داشت با اين وضع در اين دوران امام در اين وضع محاصره بوده است كه رابطه همه مردم را از او بريده و او را در گوشه خانه خود بصورت يك زندانى مجرد درآورده بودند كه با اين نغمه جانسوز شكايت ميكند و بدرگاه خدا از دست مردم مدينه شكايت مىبرد كه جمعى از راه قدس مآبى جاهلانه و جمعى از راه طمع بواليان و پولداران و جمعى براى حفظ مقام و مال خود از نزديك شدن به اين درياى علم و معرفت و ديانت خوددارى ميكردند و آن حضرت تنها بسر مىبرد و از درد تنهائى افسوس ميخورد و ميناليد.